severing

[ایالات متحده]/ˈsɛvərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɛvərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل قطع کردن یا جدا کردن؛ فرایند پایان دادن به یک رابطه یا ارتباط

عبارات و ترکیب‌ها

severing ties

قطع روابط

severing connections

قطع ارتباطات

severing links

قطع پیوندها

severing bonds

قطع ارتباطات عاطفی

severing relationships

قطع روابط

severing support

قطع حمایت

severing partnerships

قطع همکاری‌ها

severing all ties

قطع تمام روابط

severing from

قطع ارتباط از

severing a connection

قطع یک ارتباط

جملات نمونه

severing ties with toxic relationships can improve your mental health.

قطع ارتباط با روابط سمی می‌تواند سلامت روان شما را بهبود بخشد.

severing the rope quickly prevented the boat from capsizing.

بريدن سريع طناب از غرق شدن قايق جلوگیری کرد.

severing communication is sometimes necessary for personal growth.

قطع ارتباط گاهی اوقات برای رشد شخصی ضروری است.

they are severing all connections with the previous management.

آنها تمام ارتباطات خود را با مدیریت قبلی قطع می کنند.

severing the power supply was the only way to ensure safety.

قطع برق تنها راه برای اطمینان از ایمنی بود.

severing the contract was a difficult but necessary decision.

قطع قرارداد یک تصمیم دشوار اما ضروری بود.

severing the connection allowed her to move on with her life.

قطع ارتباط به او اجازه داد تا زندگی خود را ادامه دهد.

severing ties with the past can be liberating.

قطع ارتباط با گذشته می تواند آزاد کننده باشد.

he regretted severing his friendship over a trivial matter.

او پشیمان بود که دوستی خود را به خاطر یک موضوع جزئی قطع کرد.

severing the link between the two systems improved efficiency.

قطع ارتباط بین دو سیستم باعث بهبود کارایی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید