clew

[ایالات متحده]/kluː/
[بریتانیا]/klu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توپ از نخ یا کاموا؛ یک سرنخ یا نشانه
vt. به شکل توپ پیچیدن؛ یک نکته یا نشانه دادن
Word Forms
جمعclews
شکل سوم شخص مفردclews
صفت یا فعل حال استمراریclewing
زمان گذشتهclewed
قسمت سوم فعلclewed

عبارات و ترکیب‌ها

clew of thread

گلوله نخ

clew of yarn

گلوله کامواد

clew in hand

گلوله در دست

clew to follow

گلوله‌ای برای دنبال کردن

clew of clues

گلوله سرنخ‌ها

clew of fate

گلوله سرنوشت

clew of hope

گلوله امید

clew of light

گلوله نور

clew of mystery

گلوله رمز و راز

clew of dreams

گلوله رویاها

جملات نمونه

he followed the clew of yarn to find the hidden treasure.

او سرنخ کاموادی را دنبال کرد تا گنج پنهان را پیدا کند.

the detective found a clew that led to the suspect.

مامور پلیس سرنخی را پیدا کرد که به مظنون اشاره داشت.

she used a clew of string to tie the package securely.

او از یک سرنخ ریسمان برای بستن محکم بسته استفاده کرد.

the clew of clues was essential for solving the mystery.

سرنخ سرنخ‌ها برای حل معما ضروری بود.

he unwound the clew to find out where it led.

او سرنخ را باز کرد تا بفهمد به کجا منتهی می‌شود.

in the story, the clew guided the hero through the labyrinth.

در داستان، سرنخ قهرمان را از میان لابیرنت هدایت کرد.

she carefully followed the clew to avoid getting lost.

او با دقت از سرنخ پیروی کرد تا گم نشود.

the clew of evidence was gathered over several weeks.

سرنخ شواهد در طول چند هفته جمع‌آوری شد.

finding the clew was the first step in the investigation.

پیدا کردن سرنخ اولین قدم در تحقیقات بود.

the clew helped them understand the complex situation.

سرنخ به آنها کمک کرد تا وضعیت پیچیده را درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید