clewed

[ایالات متحده]/kluːd/
[بریتانیا]/kluːd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی نقلی clew

عبارات و ترکیب‌ها

clewed rope

طناب با بست

clewed sail

پاروی بست‌دار

clewed line

طناب بست‌دار

clewed tackle

سلسله بست‌دار

clewed knot

گره بست‌دار

clewed flag

پرچم بست‌دار

clewed sheet

برگنه بست‌دار

clewed jib

ژِبی بست‌دار

clewed halyard

حلال‌یاورد بست‌دار

جملات نمونه

he clewed the rope tightly to secure the sail.

او طناب را محکم بست تا بادبان را محکم کند.

the sailor clewed the lines before the storm hit.

ملوان قبل از رسیدن طوفان، طناب‌ها را بست.

she clewed the curtains to block out the sunlight.

او پرده‌ها را بست تا نور خورشید را مسدود کند.

the team clewed the flags for the upcoming event.

تیم پرچم‌ها را برای رویداد آینده بست.

they clewed the tent securely for the camping trip.

آنها چادر را به طور ایمن برای سفر کمپ بستند.

he clewed the package with a strong twine.

او بسته را با یک طناب محکم بست.

the climber clewed the rope to the anchor point.

صخره‌نورد طناب را به نقطه لنگر بست.

she clewed the balloons together for the party.

او بادکنک‌ها را برای مهمانی به هم بست.

the gardener clewed the vines to the trellis.

باغبانی تاک‌ها را به داربست بست.

he clewed the fishing line to the rod carefully.

او نخ ماهیگیری را با دقت به میله بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید