clewed rope
طناب با بست
clewed sail
پاروی بستدار
clewed line
طناب بستدار
clewed tackle
سلسله بستدار
clewed knot
گره بستدار
clewed flag
پرچم بستدار
clewed sheet
برگنه بستدار
clewed jib
ژِبی بستدار
clewed halyard
حلالیاورد بستدار
he clewed the rope tightly to secure the sail.
او طناب را محکم بست تا بادبان را محکم کند.
the sailor clewed the lines before the storm hit.
ملوان قبل از رسیدن طوفان، طنابها را بست.
she clewed the curtains to block out the sunlight.
او پردهها را بست تا نور خورشید را مسدود کند.
the team clewed the flags for the upcoming event.
تیم پرچمها را برای رویداد آینده بست.
they clewed the tent securely for the camping trip.
آنها چادر را به طور ایمن برای سفر کمپ بستند.
he clewed the package with a strong twine.
او بسته را با یک طناب محکم بست.
the climber clewed the rope to the anchor point.
صخرهنورد طناب را به نقطه لنگر بست.
she clewed the balloons together for the party.
او بادکنکها را برای مهمانی به هم بست.
the gardener clewed the vines to the trellis.
باغبانی تاکها را به داربست بست.
he clewed the fishing line to the rod carefully.
او نخ ماهیگیری را با دقت به میله بست.
clewed rope
طناب با بست
clewed sail
پاروی بستدار
clewed line
طناب بستدار
clewed tackle
سلسله بستدار
clewed knot
گره بستدار
clewed flag
پرچم بستدار
clewed sheet
برگنه بستدار
clewed jib
ژِبی بستدار
clewed halyard
حلالیاورد بستدار
he clewed the rope tightly to secure the sail.
او طناب را محکم بست تا بادبان را محکم کند.
the sailor clewed the lines before the storm hit.
ملوان قبل از رسیدن طوفان، طنابها را بست.
she clewed the curtains to block out the sunlight.
او پردهها را بست تا نور خورشید را مسدود کند.
the team clewed the flags for the upcoming event.
تیم پرچمها را برای رویداد آینده بست.
they clewed the tent securely for the camping trip.
آنها چادر را به طور ایمن برای سفر کمپ بستند.
he clewed the package with a strong twine.
او بسته را با یک طناب محکم بست.
the climber clewed the rope to the anchor point.
صخرهنورد طناب را به نقطه لنگر بست.
she clewed the balloons together for the party.
او بادکنکها را برای مهمانی به هم بست.
the gardener clewed the vines to the trellis.
باغبانی تاکها را به داربست بست.
he clewed the fishing line to the rod carefully.
او نخ ماهیگیری را با دقت به میله بست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید