clowned

[ایالات متحده]/klaʊn/
[بریتانیا]/klaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هنرمند که در لباس‌های خنده‌دار و آرایش‌های روشن لباس می‌پوشد و به طور احمقانه یا بی‌معنا عمل می‌کند تا دیگران را سرگرم کند؛ یک نفر از روستا؛ یک نفر که دست و پا چلفتی است و فاقد ظرافت است

vi. به عنوان یک دلقک عمل کردن یا لباس پوشیدن؛ به طور احمقانه رفتار کردن یا شوخی کردن

جملات نمونه

a clown's exuberant nonsense.

حرف‌های بی‌معناتا و پرشور یک دلقک.

they clowned the singing of the words.

آنها با تقلید، خواندن کلمات را به نمایش گذاشتند.

the clown conked him.

دلقک او را ضربه زد.

The clown grimaced at the children.

دلقک با حالتی عبوس به کودکان نگاه کرد.

Doesn't the clown look funny!

آیا دلقک خنده‌دار به نظر نمی‌رسد!

The boy plays the clown to get attention.

پسر برای جلب توجه نقش دلقک را بازی می‌کند.

a troupe of clowns cakewalked by.

گروهی از دلقک‌ها با قدم‌های سبک از کنار عبور کردند.

Harvey clowned around pretending to be a dog.

هروی با ادا و اطوار وانمود می‌کرد که سگ است.

Each clown capped the last joke of the other.

هر دلقک آخرین شوخی دیگری را تکرار می‌کرد.

The star clown was considered a master of witty banter.

دلقک برجسته به عنوان استاد شوخی‌های بامزه در نظر گرفته می‌شد.

with his willingness to play the clown he became a great favourite.

با تمایلش به بازی کردن نقش دلقک، به یک مورد علاقه بزرگ تبدیل شد.

Costard, the witty clown who drives the sub-plot of the play,

کوستارد، دلقک باهوش که طرح فرعی نمایشنامه را پیش می‌برد.

I used to like the clowns best at the circus.

من همیشه بیشتر از همه دلقک‌ها را در سیرک دوست داشتم.

The moment the clown appeared on stage, the audience folded up.

همین که دلقک روی صحنه ظاهر شد، تماشاچیان از خنده خم شدند.

You are afraid of facing the reality and cheat everyone, and yourself as well.You preen yourself like a clown to win flubdub.

شما از مواجهه با واقعیت می‌ترسید و همه را فریب می‌دهید و خودتان را هم. شما خودتان را مثل یک دلقک آراسته اید تا در مسابقه ای بی معنی برنده شوید.

In addition to magic and clowning, he is a highly skilled ventriloquist and pantomimist.

علاوه بر شعبده‌بازی و دلقکی، او یک شعبده‌باز و نمایشی بسیار ماهر است.

Visitors and performance troupes especially circuses and clowns at Rimini had tremendous impact on Fellini and he used to believe that clownage would be his career.

بازدیدکنندگان و گروه‌های نمایشی به ویژه سیرک‌ها و دلقک‌ها در ریمینی تاثیر فوق العاده‌ای بر Fellini داشتند و او معتقد بود که دلقکی شغل او خواهد بود.

نمونه‌های واقعی

Every kid wants a clown for a dad.

هر کودکی یک پدر شوتکنک می‌خواهد.

منبع: Modern Family - Season 02

Get out of here, you clown!

از اینجا برو بیرون، ای دلقک!

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

Hey, who are you calling a clown, bucket list?

هی، چه کسی تو رو دلقک صدا می‌کنه، لیست سطل؟

منبع: Modern Family - Season 05

And Frozo is the circus clown.

و فروزو دلقک سیرک است.

منبع: Little Bear Charlie

Escort these clowns to the E.R.

این دلقک‌ها را به اورژانس اسکورت کنید.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

This is the first clown we see Joaquin Phoenix in.

این اولین دلقکی است که جوآکین فینیکس را در آن می‌بینیم.

منبع: VOA Standard English Entertainment

She said that I would marry a clown one day.

او گفت که من یک روز با یک دلقک ازدواج خواهم کرد.

منبع: Modern Family - Season 10

We have a fully-licensed clown right here.

ما یک دلقک دارای مجوز کامل در اینجا داریم.

منبع: Modern Family - Season 07

This is about the self-mutilating circus we have painted ourselves clowns in.

این در مورد سیرک خودزنی است که خودمان را به شکل دلقک نقاشی کرده‌ایم.

منبع: Western cultural atmosphere

In fact, you may even be the clown of your friend group.

در واقع، شما حتی ممکن است دلقک گروه دوستان خود باشید.

منبع: Psychology Mini Class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید