co-operating

[ایالات متحده]/kəʊˈɒpəreɪt/
[بریتانیا]/koʊˈɑːpəreɪt/

ترجمه

v. همکاری کردن (اغلب با "با")

عبارات و ترکیب‌ها

co-operate fully

همکاری کامل

co-operate with

همکاری با

co-operating now

اکنون در حال همکاری

co-operated closely

به طور نزدیک همکاری کردند

must co-operate

باید همکاری کرد

co-operate effectively

به طور موثر همکاری کنید

co-operate further

همکاری بیشتر کنید

co-operating parties

طرفین در حال همکاری

جملات نمونه

we need to co-operate fully with the police investigation.

ما باید به طور کامل با تحقیقات پلیس همکاری کنیم.

can we co-operate on this project to save time?

آیا می‌توانیم برای صرفه‌جویی در وقت روی این پروژه همکاری کنیم؟

the two companies decided to co-operate on research.

دو شرکت تصمیم گرفتند روی تحقیقات با یکدیگر همکاری کنند.

it's essential to co-operate with your colleagues.

همکاری با همکاران ضروری است.

we must co-operate to achieve our common goals.

ما باید برای دستیابی به اهداف مشترک خود همکاری کنیم.

the government urged businesses to co-operate with the new regulations.

دولت از کسب و کارها خواست با مقررات جدید همکاری کنند.

they failed to co-operate and the deal collapsed.

آنها نتوانستند همکاری کنند و معامله از هم پاشید.

we will co-operate with you to resolve this issue.

ما با شما همکاری خواهیم کرد تا این مشکل را حل کنیم.

the teams must co-operate effectively to win the game.

تیم‌ها باید به طور موثر همکاری کنند تا بازی را ببرند.

it is important to co-operate with the auditors during the review.

همکاری با حسابرسان در طول بررسی مهم است.

we hope to co-operate with international partners on climate change.

ما امیدواریم با شرکای بین‌المللی در زمینه تغییرات آب و هوایی همکاری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید