cocks

[ایالات متحده]/[kɒks]/
[بریتانیا]/[kɒks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مرغ نر؛ بخشی از یک تفنگ که بار را نگه می‌دارد.
v. چرخاندن یا کج کردن؛ کج کردن یا واژگون کردن؛ سر خود را بلند کرده و اطراف را نگاه کردن.
n. (عام slang) بیضه.

عبارات و ترکیب‌ها

cocks crow

Persian_translation

cocks are

Persian_translation

cocks fight

Persian_translation

cocks strut

Persian_translation

cocks comb

Persian_translation

cocks sleep

Persian_translation

cocks peck

Persian_translation

cocks parade

Persian_translation

cocks display

Persian_translation

cocks crowing

Persian_translation

جملات نمونه

the farmer raised prize-winning cocks at the county fair.

دهقان در نمایشگاه شهرستان، خروس‌های برنده جایزه پرورش می‌داد.

he cocked his head to one side, listening intently.

او سرش را به یک طرف خم کرد و با دقت گوش می‌داد.

the old man’s joints creaked and cocked with every movement.

مفاصل مرد پیر با هر حرکتی صدای تق تق می‌دادند و خم می‌شدند.

she cocked an eyebrow, clearly skeptical of his story.

او با ابرویی بالا، به وضوح در مورد داستان او شک داشت.

the gun was cocked and ready to fire.

اسلحه آماده شلیک بود و مسلح شده بود.

he cocked a snooker ball into the corner pocket.

او یک توپ بیلیارد را به داخل جیب گوشه کوبید.

the door hinge was stiff and cocked, making a loud noise.

لولا درِ اتاق سفت و خمیده بود و صدای بلندی ایجاد می‌کرد.

the ship's mast was slightly cocked due to the storm.

بادبنگ کشتی به دلیل طوفان کمی خم شده بود.

the politician cocked a smile at the cameras.

سیاستمدار لبخندی به دوربین‌ها زد.

the old building's frame was severely cocked after the earthquake.

چهارچوب ساختمان قدیمی پس از زلزله به شدت خم شده بود.

he cocked his fist, ready for a fight.

او مشتش را آماده مبارزه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید