cocooning

[ایالات متحده]/kəˈkuːnɪŋ/
[بریتانیا]/kəˈkunɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پوشاندن یا محافظت از خود مانند پیله
n. حالت بودن در یک محیط محافظت شده یا ایزوله

عبارات و ترکیب‌ها

cocooning lifestyle

سبک زندگی پناهگاهی

cocooning season

فصل پناهگاه

cocooning effect

اثر پناهگاه

cocooning mode

حالت پناهگاه

cocooning period

دوره پناهگاه

cocooning trend

روند پناهگاه

cocooning space

فضای پناهگاه

cocooning home

خانه پناهگاه

cocooning experience

تجربه پناهگاه

cocooning atmosphere

فضای اتمسفریک پناهگاه

جملات نمونه

cocooning at home can be a great way to recharge.

پناه گرفتن در خانه می‌تواند راهی عالی برای تجدید قوا باشد.

during winter, many people enjoy cocooning with a good book.

در طول زمستان، بسیاری از مردم از پناه گرفتن با یک کتاب خوب لذت می‌برند.

cocooning is a trend that emphasizes comfort and safety.

پناه گرفتن یک روند است که بر راحتی و ایمنی تأکید دارد.

she found joy in cocooning with her family on weekends.

او از پناه گرفتن با خانواده‌اش در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

cocooning can help reduce stress in our busy lives.

پناه گرفتن می‌تواند به کاهش استرس در زندگی پرمشغله ما کمک کند.

many people prefer cocooning to going out at night.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند به جای بیرون رفتن در شب، پناه بگیرند.

cocooning allows for self-reflection and personal growth.

پناه گرفتن امکان خودکاوی و رشد شخصی را فراهم می‌کند.

she decorated her room for cocooning with soft lights.

او اتاق خود را با نورهای ملایم برای پناه گرفتن تزئین کرد.

cocooning can be a way to escape from the outside world.

پناه گرفتن می‌تواند راهی برای فرار از دنیای بیرون باشد.

he loves cocooning during rainy days with his favorite movies.

او عاشق پناه گرفتن در روزهای بارانی با فیلم‌های مورد علاقه‌اش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید