coexisted peacefully
به صلح با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted harmoniously
به طور هماهنگ با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted side-by-side
در کنار یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted for centuries
برای قرنها با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted in nature
در طبیعت با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted without conflict
بدون درگیری با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted in balance
در تعادل با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted through history
در طول تاریخ با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted as equals
به عنوان برابر با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted with diversity
با تنوع با یکدیگر همزیستی داشتند
different cultures have coexisted in harmony for centuries.
همزیستی فرهنگهای مختلف در طول قرنها به طور هماهنگ بوده است.
in the forest, various species coexisted peacefully.
در جنگل، گونههای مختلف به صلح با یکدیگر همزیستی داشتند.
technology and tradition can coexist if we find the right balance.
اگر تعادل مناسب را پیدا کنیم، فناوری و سنت میتوانند با یکدیگر همزیستی داشته باشند.
these two communities have coexisted for generations.
این دو جامعه برای نسلها با یکدیگر همزیستی داشتهاند.
in the city, modern buildings and historical sites coexist side by side.
در شهر، ساختمانهای مدرن و مکانهای تاریخی در کنار یکدیگر همزیستی دارند.
wildlife and urban development can sometimes coexist.
گاهی اوقات حیات وحش و توسعه شهری میتوانند با یکدیگر همزیستی داشته باشند.
different ideologies can coexist in a democratic society.
ایدهشناسیهای مختلف میتوانند در یک جامعه دموکراتیک با یکدیگر همزیستی داشته باشند.
in this ecosystem, predators and prey coexist in a delicate balance.
در این اکوسیستم، شکارچیان و طعمه در یک تعادل ظریف با یکدیگر همزیستی دارند.
art and science have coexisted throughout history.
هنر و علم در طول تاریخ با یکدیگر همزیستی داشتهاند.
they learned how to coexist despite their differences.
آنها یاد گرفتند که علیرغم تفاوتهایشان چگونه با یکدیگر همزیستی داشته باشند.
coexisted peacefully
به صلح با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted harmoniously
به طور هماهنگ با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted side-by-side
در کنار یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted for centuries
برای قرنها با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted in nature
در طبیعت با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted without conflict
بدون درگیری با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted in balance
در تعادل با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted through history
در طول تاریخ با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted as equals
به عنوان برابر با یکدیگر همزیستی داشتند
coexisted with diversity
با تنوع با یکدیگر همزیستی داشتند
different cultures have coexisted in harmony for centuries.
همزیستی فرهنگهای مختلف در طول قرنها به طور هماهنگ بوده است.
in the forest, various species coexisted peacefully.
در جنگل، گونههای مختلف به صلح با یکدیگر همزیستی داشتند.
technology and tradition can coexist if we find the right balance.
اگر تعادل مناسب را پیدا کنیم، فناوری و سنت میتوانند با یکدیگر همزیستی داشته باشند.
these two communities have coexisted for generations.
این دو جامعه برای نسلها با یکدیگر همزیستی داشتهاند.
in the city, modern buildings and historical sites coexist side by side.
در شهر، ساختمانهای مدرن و مکانهای تاریخی در کنار یکدیگر همزیستی دارند.
wildlife and urban development can sometimes coexist.
گاهی اوقات حیات وحش و توسعه شهری میتوانند با یکدیگر همزیستی داشته باشند.
different ideologies can coexist in a democratic society.
ایدهشناسیهای مختلف میتوانند در یک جامعه دموکراتیک با یکدیگر همزیستی داشته باشند.
in this ecosystem, predators and prey coexist in a delicate balance.
در این اکوسیستم، شکارچیان و طعمه در یک تعادل ظریف با یکدیگر همزیستی دارند.
art and science have coexisted throughout history.
هنر و علم در طول تاریخ با یکدیگر همزیستی داشتهاند.
they learned how to coexist despite their differences.
آنها یاد گرفتند که علیرغم تفاوتهایشان چگونه با یکدیگر همزیستی داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید