coigned position
موقعیت موقتی
coigned firmly
ثابت شده
the general positioned his troops at the strategic coignes of the hill overlooking the valley.
ژنرال نیروهای خود را در نقاط استراتژیک کوئین در بالای کوه که روی دشت نظارت میکرد، قرار داد.
ancient castles were typically built at natural coignes where two rivers met.
قلعههای باستانی معمولاً در نقاط طبیعی کوئین که دو رودخانه در آنجا به هم میرسیدند، ساخته میشدند.
she found a quiet coigne in the library corner to read her favorite novel.
او یک نقطه آرام در گوشه کتابخانه را پیدا کرد تا کتاب مورد علاقهاش را بخواند.
the defensive coignes along the city walls were heavily fortified during the siege.
نقاط دفاعی در دیوارهای شهر در طول حمله به شدت تجهیز و تقویت شدند.
from his coigne of observation on the rooftop, the spy monitored all movement below.
اسpio از نقطه نظارت خود روی سقف، تمام حرکات زیر را نظارت میکرد.
the architect cleverly utilized every coigne of the small apartment to maximize storage space.
معمار به طور خلاقانه هر نقطه کوئین کوچکی از این آپارتمان را برای بیشتر کردن فضای ذخیرهسازی استفاده کرد.
the rebels gathered at the coignes of the forest to plan their next move.
بунگرها در نقاط کوئین جنگل جمع شدند تا حرکت بعدی خود را برنامهریزی کنند.
rainwater collected in the coigne where the two roof sections met.
آب باران در نقطهای جمع شد که دو بخش سقف به هم میرسیدند.
artillery was placed at the strategic coignes to provide crossfire coverage.
تیراندازی در نقاط استراتژیک قرار داده شد تا پوشش آتشپردازی عرضی فراهم شود.
the corner bookshelf occupied a small coigne near the window where sunlight streamed in.
رف کتاب در گوشه نزدیک پنجره که نور خورشید از آن وارد میشد، یک نقطه کوچک را اشغال کرد.
military strategists studied the coignes of the battlefield for tactical advantages.
استراتژیستهای نظامی نقاط کوئین میدان نبرد را مورد مطالعه قرار دادند تا مزیتهای تاکتیکی را پیدا کنند.
coigned position
موقعیت موقتی
coigned firmly
ثابت شده
the general positioned his troops at the strategic coignes of the hill overlooking the valley.
ژنرال نیروهای خود را در نقاط استراتژیک کوئین در بالای کوه که روی دشت نظارت میکرد، قرار داد.
ancient castles were typically built at natural coignes where two rivers met.
قلعههای باستانی معمولاً در نقاط طبیعی کوئین که دو رودخانه در آنجا به هم میرسیدند، ساخته میشدند.
she found a quiet coigne in the library corner to read her favorite novel.
او یک نقطه آرام در گوشه کتابخانه را پیدا کرد تا کتاب مورد علاقهاش را بخواند.
the defensive coignes along the city walls were heavily fortified during the siege.
نقاط دفاعی در دیوارهای شهر در طول حمله به شدت تجهیز و تقویت شدند.
from his coigne of observation on the rooftop, the spy monitored all movement below.
اسpio از نقطه نظارت خود روی سقف، تمام حرکات زیر را نظارت میکرد.
the architect cleverly utilized every coigne of the small apartment to maximize storage space.
معمار به طور خلاقانه هر نقطه کوئین کوچکی از این آپارتمان را برای بیشتر کردن فضای ذخیرهسازی استفاده کرد.
the rebels gathered at the coignes of the forest to plan their next move.
بунگرها در نقاط کوئین جنگل جمع شدند تا حرکت بعدی خود را برنامهریزی کنند.
rainwater collected in the coigne where the two roof sections met.
آب باران در نقطهای جمع شد که دو بخش سقف به هم میرسیدند.
artillery was placed at the strategic coignes to provide crossfire coverage.
تیراندازی در نقاط استراتژیک قرار داده شد تا پوشش آتشپردازی عرضی فراهم شود.
the corner bookshelf occupied a small coigne near the window where sunlight streamed in.
رف کتاب در گوشه نزدیک پنجره که نور خورشید از آن وارد میشد، یک نقطه کوچک را اشغال کرد.
military strategists studied the coignes of the battlefield for tactical advantages.
استراتژیستهای نظامی نقاط کوئین میدان نبرد را مورد مطالعه قرار دادند تا مزیتهای تاکتیکی را پیدا کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید