the hikers crossed the high collado before descending into the valley.
گردشگران از گذرگاه کوهستانی مرتفع عبور کردند قبل از اینکه به دره پایین بیایند.
she led the flock through the narrow collado that separated the two pastures.
او گله را از طریق گذرگاه باریک عبور داد که دو مراتع را از هم جدا میکرد.
the ancient collado had been used by travelers for centuries.
گذرگاه باستانی برای قرنها توسط مسافران استفاده شده بود.
soldiers guarded the strategic collado during the war.
سربازان در طول جنگ از گذرگاه استراتژیک محافظت میکردند.
a wind-swept collado connects these two mountain villages.
یک گذرگاه کوهستانی که در معرض باد قرار دارد، این دو روستای کوهستانی را به هم متصل میکند.
the shepherd guided his sheep along the rocky collado.
چوپان گوسفندانش را در امتداد گذرگاه صخرهای هدایت کرد.
we climbed the steep collado as the sun began to set.
ما در حالی که خورشید شروع به غروب میکرد، از گذرگاه شیبدار بالا رفتیم.
dangerous rockfalls made the collado treacherous during winter.
آبرفتگیهای خطرناک باعث شدند گذرگاه در زمستان خطرناک باشد.
the medieval pilgrims stopped at the collado to rest.
زائران قرون وسطی برای استراحت در گذرگاه توقف کردند.
local legends speak of treasure hidden near the collado.
افسانه های محلی از گنجی صحبت می کنند که در نزدیکی گذرگاه پنهان شده است.
fog shrouded the collado, making passage difficult.
مه گذرگاه را فرا گرفت و عبور را دشوار کرد.
the old stone wall along the collado marked the border.
دیوار سنگی قدیمی در امتداد گذرگاه مرز را مشخص میکرد.
the hikers crossed the high collado before descending into the valley.
گردشگران از گذرگاه کوهستانی مرتفع عبور کردند قبل از اینکه به دره پایین بیایند.
she led the flock through the narrow collado that separated the two pastures.
او گله را از طریق گذرگاه باریک عبور داد که دو مراتع را از هم جدا میکرد.
the ancient collado had been used by travelers for centuries.
گذرگاه باستانی برای قرنها توسط مسافران استفاده شده بود.
soldiers guarded the strategic collado during the war.
سربازان در طول جنگ از گذرگاه استراتژیک محافظت میکردند.
a wind-swept collado connects these two mountain villages.
یک گذرگاه کوهستانی که در معرض باد قرار دارد، این دو روستای کوهستانی را به هم متصل میکند.
the shepherd guided his sheep along the rocky collado.
چوپان گوسفندانش را در امتداد گذرگاه صخرهای هدایت کرد.
we climbed the steep collado as the sun began to set.
ما در حالی که خورشید شروع به غروب میکرد، از گذرگاه شیبدار بالا رفتیم.
dangerous rockfalls made the collado treacherous during winter.
آبرفتگیهای خطرناک باعث شدند گذرگاه در زمستان خطرناک باشد.
the medieval pilgrims stopped at the collado to rest.
زائران قرون وسطی برای استراحت در گذرگاه توقف کردند.
local legends speak of treasure hidden near the collado.
افسانه های محلی از گنجی صحبت می کنند که در نزدیکی گذرگاه پنهان شده است.
fog shrouded the collado, making passage difficult.
مه گذرگاه را فرا گرفت و عبور را دشوار کرد.
the old stone wall along the collado marked the border.
دیوار سنگی قدیمی در امتداد گذرگاه مرز را مشخص میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید