collocating

[ایالات متحده]/ˈkɒləkeɪt/
[بریتانیا]/ˈkɑːləkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. قرار گرفتن یا به هم مرتب شدن
vt. مرتب کردن یا قرار دادن در یک ترتیب خاص

عبارات و ترکیب‌ها

collocate with

همراه با

collocate properly

به طور مناسب همراه شدن

collocate naturally

به طور طبیعی همراه شدن

collocate frequently

به طور مکرر همراه شدن

collocate effectively

به طور موثر همراه شدن

collocate easily

به راحتی همراه شدن

collocate correctly

به درستی همراه شدن

collocate together

با هم همراه شدن

collocate well

به خوبی همراه شدن

collocate accurately

به طور دقیق همراه شدن

جملات نمونه

she tends to collocate with like-minded individuals.

او معمولاً با افراد همفکر همراه می‌شود.

words often collocate in specific contexts.

واژگان اغلب در زمینه‌های خاص همراه می‌شوند.

in academic writing, it's important to collocate terms correctly.

در نگارش علمی، مهم است که اصطلاحات را به درستی همراه کنید.

he learned to collocate adjectives with nouns effectively.

او یاد گرفت که به طور موثر صفت‌ها را با اسامی همراه کند.

collocating verbs with their subjects enhances clarity.

همراه کردن فعل‌ها با فاعل آن‌ها، وضوح را افزایش می‌دهد.

some phrases naturally collocate in everyday conversation.

برخی عبارات به طور طبیعی در مکالمات روزمره همراه می‌شوند.

to sound fluent, you should collocate words appropriately.

برای اینکه روان به نظر برسید، باید کلمات را به طور مناسب همراه کنید.

language learners often struggle to collocate correctly.

یادگیرندگان زبان اغلب برای همراه کردن صحیح کلمات مشکل دارند.

she can easily collocate phrases in her speech.

او می‌تواند عبارات را به راحتی در گفتار خود همراه کند.

understanding how to collocate words is essential for writing.

درک نحوه همراه کردن کلمات برای نوشتن ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید