combatir

[ایالات متحده]/kəmˈbætɪə(r)/
[بریتانیا]/kəmˈbætɪr/

ترجمه

v. برای مبارزه کردن؛ برای تلاش کردن؛ برای مقابله با چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

combatir la enfermedad

مبارزه با آتش

combatir contra

مبارزه با بیماری

combatir el miedo

مبارزه با جرم و جنایت

combatir el hambre

مبارزه با فساد

combatir el crimen

مبارزه با فقر

combatir juntos

مبارزه با ترس

جملات نمونه

the government launched a new campaign to combat poverty.

دانشمندان با واکسن‌های جدید در حال مبارزه با همه‌گیری هستند.

it takes a lot of courage to combat your deepest fears.

ارتش ما باید با هرگونه تهدید خارجی مقابله کند.

doctors are using innovative therapies to combat the disease.

پزشکان در مناطق دورافتاده با بیماری‌های استوایی مبارزه می‌کنند.

international cooperation is essential to combat terrorism effectively.

دولت قول داد فساد را به هر شکلی مبارزه کند.

we must do everything in our power to combat climate change.

ما باید برای محافظت از نسل‌های آینده با تغییرات آب و هوایی مقابله کنیم.

the new legislation aims to combat corruption within the police force.

او در طول حرفه خود با تبعیض مبارزه کرده است.

citizens can take simple steps to combat pollution in their cities.

آتش‌نشانان با آتش‌سوزی که خانه‌های متعددی را تهدید می‌کند، مقابله می‌کنند.

firefighters worked all night to combat the massive forest fire.

این سازمان با گرسنگی در کشورهای در حال توسعه مبارزه می‌کند.

this software update helps combat viruses and malware threats.

داوطلبان با اثرات فاجعه طبیعی مقابله می‌کنند.

the organization was founded to combat social injustice and inequality.

پرلو با افسردگی مبارزه کرد و کمک حرفه‌ای دریافت کرد.

regular exercise and a healthy diet help combat stress and anxiety.

کشاورزان با آفاتی که محصولات آنها را از بین می‌برند، مبارزه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید