comity

[ایالات متحده]/ˈkɒmɪti/
[بریتانیا]/ˈkɑːmɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادب و رفتار محترمانه نسبت به دیگران؛ احترام متقابل و دوستی بین ملت‌ها؛ آداب اجتماعی و نزاکت
Word Forms
جمعcomities

عبارات و ترکیب‌ها

comity of nations

معیت ملل

comity of courts

معیت دادگاه‌ها

comity in law

معیت در قانون

comity principle

اصل معیت

international comity

معیت بین‌المللی

comity among states

معیت بین کشورها

comity and respect

معیت و احترام

comity of jurisdictions

معیت حوزه‌های قضایی

comity of cultures

معیت فرهنگ‌ها

comity of opinion

معیت نظرات

جملات نمونه

comity among nations fosters peaceful relations.

مودت بین ملت‌ها روابط صلح‌آمیز را تقویت می‌کند.

mutual respect is essential for comity in society.

احترام متقابل برای مودت در جامعه ضروری است.

comity can help resolve international disputes amicably.

مودت می‌تواند به حل مسالمت‌آمیز اختلافات بین‌المللی کمک کند.

lawyers must practice comity when dealing with other jurisdictions.

وکلای باید مودت را در هنگام برخورد با حوزه‌های قضایی دیگر رعایت کنند.

comity encourages collaboration between different cultures.

مودت همکاری بین فرهنگ‌های مختلف را تشویق می‌کند.

comity is vital for maintaining order in a diverse community.

مودت برای حفظ نظم در یک جامعه متنوع حیاتی است.

we should promote comity to enhance global cooperation.

ما باید مودت را برای تقویت همکاری جهانی ترویج کنیم.

comity helps build trust among competing businesses.

مودت به ایجاد اعتماد بین مشاغل رقیب کمک می‌کند.

comity in the workplace leads to better teamwork.

مودت در محل کار منجر به کار تیمی بهتر می‌شود.

comity requires understanding and patience from all parties.

مودت نیاز به درک و صبر از همه طرفین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید