commixing

[ایالات متحده]/kəˈmɪk.sɪŋ/
[بریتانیا]/kəˈmɪk.sɪŋ/

ترجمه

v. عمل مخلوط کردن با هم

عبارات و ترکیب‌ها

commixing elements

ترکیب عناصر

commixing ideas

ترکیب ایده ها

commixing colors

ترکیب رنگ ها

commixing flavors

ترکیب طعم ها

commixing materials

ترکیب مواد

commixing styles

ترکیب سبک ها

commixing cultures

ترکیب فرهنگ ها

commixing sounds

ترکیب صداها

commixing textures

ترکیب بافت ها

commixing techniques

ترکیب تکنیک ها

جملات نمونه

the artist enjoyed commixing different styles in her paintings.

هنرمند از ترکیب سبک‌های مختلف در نقاشی‌هایش لذت می‌برد.

commixing genres can lead to innovative music.

ترکیب ژانرها می‌تواند منجر به خلق موسیقی نوآورانه شود.

they are commixing traditional and modern techniques in their work.

آنها در حال ترکیب تکنیک‌های سنتی و مدرن در آثار خود هستند.

commixing flavors can create a unique dining experience.

ترکیب طعم‌ها می‌تواند یک تجربه غذایی منحصر به فرد ایجاد کند.

he enjoys commixing various elements in his designs.

او از ترکیب عناصر مختلف در طرح‌های خود لذت می‌برد.

commixing cultures can enrich our understanding of the world.

ترکیب فرهنگ‌ها می‌تواند درک ما از جهان را غنی کند.

commixing different materials can enhance the durability of the product.

ترکیب مواد مختلف می‌تواند دوام محصول را افزایش دهد.

they focused on commixing traditional recipes with modern techniques.

آنها بر ترکیب دستورالعمل‌های سنتی با تکنیک‌های مدرن تمرکز کردند.

commixing ideas from various fields can spark creativity.

ترکیب ایده‌ها از زمینه‌های مختلف می‌تواند باعث ایجاد خلاقیت شود.

the chef is known for commixing unexpected ingredients in his dishes.

سرآشپز به خاطر ترکیب مواد غیرمنتظره در غذاهایش شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید