commoned

[ایالات متحده]/ˈkɒmən/
[بریتانیا]/ˈkɑːmən/

ترجمه

adj. مشترک یا به اشتراک گذاشته شده
n. زمین یا منابعی که به طور جمعی مالکیت دارند

عبارات و ترکیب‌ها

commoned ground

زمینه مشترک

commoned interest

علایق مشترک

commoned goals

اهداف مشترک

commoned values

ارزش‌های مشترک

commoned purpose

هدف مشترک

commoned experience

تجربه مشترک

commoned effort

تلاش مشترک

commoned identity

هویت مشترک

commoned community

جامعه مشترک

commoned understanding

درک مشترک

جملات نمونه

they commoned their resources to tackle the project.

آنها منابع خود را برای مقابله با پروژه با هم به اشتراک گذاشتند.

the two teams commoned their expertise for better results.

دو تیم تخصص خود را برای دستیابی به نتایج بهتر با هم به اشتراک گذاشتند.

after the merger, the companies commoned their technologies.

پس از ادغام، شرکت‌ها فناوری‌های خود را با هم به اشتراک گذاشتند.

in order to succeed, they commoned their efforts.

برای موفقیت، آنها تلاش خود را با هم به اشتراک گذاشتند.

the community commoned their ideas to improve local services.

جامعه ایده‌های خود را برای بهبود خدمات محلی با هم به اشتراک گذاشت.

they commoned their knowledge to solve the problem.

آنها دانش خود را برای حل مشکل با هم به اشتراک گذاشتند.

the researchers commoned their findings for the study.

محققان یافته‌های خود را برای مطالعه با هم به اشتراک گذاشتند.

to achieve their goals, they commoned their strategies.

برای دستیابی به اهداف خود، آنها استراتژی‌های خود را با هم به اشتراک گذاشتند.

the artists commoned their talents for the exhibition.

هنرمندان استعدادهای خود را برای نمایشگاه با هم به اشتراک گذاشتند.

during the conference, participants commoned their experiences.

در طول کنفرانس، شرکت‌کنندگان تجربیات خود را با هم به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید