commoned ground
زمینه مشترک
commoned interest
علایق مشترک
commoned goals
اهداف مشترک
commoned values
ارزشهای مشترک
commoned purpose
هدف مشترک
commoned experience
تجربه مشترک
commoned effort
تلاش مشترک
commoned identity
هویت مشترک
commoned community
جامعه مشترک
commoned understanding
درک مشترک
they commoned their resources to tackle the project.
آنها منابع خود را برای مقابله با پروژه با هم به اشتراک گذاشتند.
the two teams commoned their expertise for better results.
دو تیم تخصص خود را برای دستیابی به نتایج بهتر با هم به اشتراک گذاشتند.
after the merger, the companies commoned their technologies.
پس از ادغام، شرکتها فناوریهای خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
in order to succeed, they commoned their efforts.
برای موفقیت، آنها تلاش خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
the community commoned their ideas to improve local services.
جامعه ایدههای خود را برای بهبود خدمات محلی با هم به اشتراک گذاشت.
they commoned their knowledge to solve the problem.
آنها دانش خود را برای حل مشکل با هم به اشتراک گذاشتند.
the researchers commoned their findings for the study.
محققان یافتههای خود را برای مطالعه با هم به اشتراک گذاشتند.
to achieve their goals, they commoned their strategies.
برای دستیابی به اهداف خود، آنها استراتژیهای خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
the artists commoned their talents for the exhibition.
هنرمندان استعدادهای خود را برای نمایشگاه با هم به اشتراک گذاشتند.
during the conference, participants commoned their experiences.
در طول کنفرانس، شرکتکنندگان تجربیات خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
commoned ground
زمینه مشترک
commoned interest
علایق مشترک
commoned goals
اهداف مشترک
commoned values
ارزشهای مشترک
commoned purpose
هدف مشترک
commoned experience
تجربه مشترک
commoned effort
تلاش مشترک
commoned identity
هویت مشترک
commoned community
جامعه مشترک
commoned understanding
درک مشترک
they commoned their resources to tackle the project.
آنها منابع خود را برای مقابله با پروژه با هم به اشتراک گذاشتند.
the two teams commoned their expertise for better results.
دو تیم تخصص خود را برای دستیابی به نتایج بهتر با هم به اشتراک گذاشتند.
after the merger, the companies commoned their technologies.
پس از ادغام، شرکتها فناوریهای خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
in order to succeed, they commoned their efforts.
برای موفقیت، آنها تلاش خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
the community commoned their ideas to improve local services.
جامعه ایدههای خود را برای بهبود خدمات محلی با هم به اشتراک گذاشت.
they commoned their knowledge to solve the problem.
آنها دانش خود را برای حل مشکل با هم به اشتراک گذاشتند.
the researchers commoned their findings for the study.
محققان یافتههای خود را برای مطالعه با هم به اشتراک گذاشتند.
to achieve their goals, they commoned their strategies.
برای دستیابی به اهداف خود، آنها استراتژیهای خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
the artists commoned their talents for the exhibition.
هنرمندان استعدادهای خود را برای نمایشگاه با هم به اشتراک گذاشتند.
during the conference, participants commoned their experiences.
در طول کنفرانس، شرکتکنندگان تجربیات خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید