compa

[ایالات متحده]/ˈkɒmpə/
[بریتانیا]/ˈkɑːmpə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. سیستم ناوبری بیدو؛ هوا فشرده
Word Forms
جمعcompas

عبارات و ترکیب‌ها

compare prices

مقایسه قیمت ها

compare notes

مقایسه یادداشت ها

compass direction

جهت کمپاس

moral compass

کمپاس اخلاقی

be compared

مقایسه شود

comparable to

قابل مقایسه با

comparative advantage

مزیت رقابتی

direct comparison

مقایسه مستقیم

beyond compare

فوق‌العادة

drawing compass

کمپاس رسم

جملات نمونه

the compa system allows you to summon powerful allies.

سیستم کمپا به شما امکان می‌دهد تا متحدان قدرتمند را فراخوانی کنید.

check the compa guide for optimal character builds.

جهت ساخت بهترین سیستم کاراکتر، راهنمای کمپا را بررسی کنید.

his compa skills are maxed out for the raid.

مهارت‌های کمپا او برای ریز مax شده‌اند.

you need better compa gear to survive the boss.

برای بقا در برابر باشگاه، نیاز به تجهیزات بهتر کمپا دارید.

join a compa party to complete the dungeon faster.

برای اتمام کهف به سرعت، به یک گروه کمپا بپیوندید.

the compa quest rewards rare items this week.

مأموریت کمپا این هفته به شما اقلام نادر را به عنوان پاداش می‌دهد.

upgrade your compa to unlock new abilities.

کمپای خود را به روز رسانی کنید تا مهارت‌های جدید را فعال کنید.

my compa follows me everywhere in the open world.

کمپای من در تمام جهان باز مرا دنبال می‌کند.

the new compa update added five legendary companions.

بروزرسانی جدید کمپا پنج همراه اسطوره‌ای اضافه کرده است.

understanding compa mechanics is essential for progression.

فهم مکانیزم کمپا برای پیشرفت ضروری است.

build your compa around fire damage for this event.

برای این رویداد، کمپای خود را حول آسیب‌پذیری آتش ساخته و پرورش دهید.

mastering compa interactions will improve your gameplay.

استفاده‌ی کامل از تعاملات کمپا بازی‌تان را بهبود خواهد داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید