compering

[ایالات متحده]/ˈkɒmpərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːmpərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ارائه یا میزبانی یک اجرا

عبارات و ترکیب‌ها

compering events

مقایسه رویدادها

compering shows

مقایسه نمایش‌ها

compering competitions

مقایسه مسابقات

compering gigs

مقایسه اجراها

compering festivals

مقایسه جشنواره‌ها

compering awards

مقایسه جوایز

compering parties

مقایسه مهمانی‌ها

compering sessions

مقایسه جلسات

compering performances

مقایسه اجراها

جملات نمونه

he is compering the annual charity event this weekend.

او در حال اجرای مراسم خیریه سالانه این آخر هفته است.

she has a talent for compering live shows.

او استعداد اجرای برنامه های زنده را دارد.

compering requires good communication skills.

اجرا کردن نیاز به مهارت های ارتباطی خوب دارد.

he was compering the awards ceremony with great enthusiasm.

او با اشتیاق فراوان در حال اجرای مراسم اهدای جوایز بود.

she enjoyed compering the talent show last night.

او از اجرای برنامه استعدادها شب گذشته لذت برد.

compering can be challenging but rewarding.

اجرا کردن می تواند چالش برانگیز اما پاداش دهنده باشد.

they hired a professional for compering the gala.

آنها برای اجرای شام مجلل یک متخصص استخدام کردند.

his experience in compering helped the event run smoothly.

تجربه او در اجرا کردن به روان بودن روند رویداد کمک کرد.

compering requires quick thinking and adaptability.

اجرا کردن نیاز به تفکر سریع و سازگاری دارد.

she is known for her charming style of compering.

او به خاطر سبک جذابش در اجرا کردن معروف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید