concatenated

[ایالات متحده]/kənˈkæt.ən.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/kənˈkæt̬.ən.eɪ.t̬ɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به هم پیوستن مجموعه‌ای از رویدادها یا چیزها

عبارات و ترکیب‌ها

concatenated strings

رشته‌های الحاق‌شده

concatenated data

داده‌های الحاق‌شده

concatenated results

نتایج الحاق‌شده

concatenated values

مقادیر الحاق‌شده

concatenated files

فایل‌های الحاق‌شده

concatenated lists

لیست‌های الحاق‌شده

concatenated output

خروجی الحاق‌شده

concatenated arrays

آرایه‌های الحاق‌شده

concatenated text

متن الحاق‌شده

concatenated fields

فیلدهای الحاق‌شده

جملات نمونه

the two strings were concatenated to form a single output.

دو رشته با هم ترکیب شدند تا یک خروجی واحد ایجاد شود.

in programming, arrays can be concatenated easily.

در برنامه‌نویسی، آرایه‌ها را می‌توان به راحتی به هم پیوند داد.

the results were concatenated for better analysis.

نتایج برای تجزیه و تحلیل بهتر با هم ترکیب شدند.

she concatenated her favorite songs into a playlist.

او آهنگ‌های مورد علاقه خود را در یک لیست پخش به هم پیوند داد.

data from different sources can be concatenated for a comprehensive report.

داده‌ها از منابع مختلف می‌توانند برای تهیه یک گزارش جامع با هم ترکیب شوند.

the files were concatenated to save space on the disk.

فایل‌ها برای صرفه‌جویی در فضای دیسک با هم ترکیب شدند.

he concatenated several ideas to create a new concept.

او چندین ایده را با هم ترکیب کرد تا یک مفهوم جدید ایجاد کند.

the text was concatenated to improve readability.

متن برای بهبود خوانایی با هم ترکیب شد.

they concatenated the images into a single file.

آنها تصاویر را در یک فایل واحد با هم ترکیب کردند.

concatenated data streams can enhance processing speed.

جریان‌های داده‌ای که به هم پیوند داده شده‌اند می‌توانند سرعت پردازش را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید