conceits

[ایالات متحده]/kənˈsiːts/
[بریتانیا]/kənˈsiːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خودبزرگ بینی مفرط؛ ایده یا فکری که خیالی یا تخیلی است؛ بیان هوشمندانه یا خیالی؛ استعاره یا تشبیه اصیل

عبارات و ترکیب‌ها

artistic conceits

مبالغات هنری

literary conceits

مبالغات ادبی

false conceits

مبالغات نادرست

intellectual conceits

مبالغات فکری

poetic conceits

مبالغات شاعرانه

grand conceits

مبالغات بزرگ

self conceits

مبالغات خودخواهانه

social conceits

مبالغات اجتماعی

vanity conceits

مبالغات خودستایی

personal conceits

مبالغات شخصی

جملات نمونه

his conceits about his intelligence often annoy others.

خودپسندی‌های او در مورد هوش خود اغلب دیگران را آزار می‌دهد.

the artist's conceits were reflected in his extravagant paintings.

خودپسندی‌های هنرمند در نقاشی‌های پر زرق و برق او منعکس شد.

she expressed her conceits through her fashion choices.

او خودپسندی‌های خود را از طریق انتخاب‌های مدش بیان کرد.

his literary conceits made the poem difficult to understand.

خودپسندی‌های ادبی او باعث شد شعر درک آن دشوار باشد.

conceits in his speech revealed his inflated sense of self-worth.

خودپسندی‌های او در گفتار، حس خودبزرگ‌بینی او را نشان داد.

the novel is filled with clever conceits and metaphors.

این رمان مملو از خودپسندی‌ها و استعارات هوشمندانه است.

her conceits about beauty were challenged by her friends.

خودپسندی‌های او در مورد زیبایی توسط دوستانش به چالش کشیده شد.

conceits can sometimes lead to misunderstandings in conversations.

خودپسندی‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به سوء تفاهم در مکالمات شوند.

his conceits about success often overshadowed his achievements.

خودپسندی‌های او در مورد موفقیت اغلب دستاوردهای او را تحت الشعاع قرار می‌داد.

the philosopher's conceits opened up new avenues of thought.

خودپسندی‌های فیلسوف، راه‌های جدیدی برای تفکر باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید