concentratedly

[ایالات متحده]/[kənˈsɛntrɪtɪdli]/
[بریتانیا]/[kənˈsɛntrɪtɪdli]/

ترجمه

adv. به صورت متمرکز؛ با تمرکز زیاد؛ به شدت؛ عمیقاً؛ با درجه بالایی از تمرکز.

عبارات و ترکیب‌ها

concentratedly studying

به‌طور متمرکز مطالعه کردن

working concentratedly

به‌طور متمرکز کار کردن

concentratedly listening

به‌طور متمرکز گوش دادن

concentratedly thinking

به‌طور متمرکز فکر کردن

concentratedly reading

به‌طور متمرکز خواندن

concentratedly observing

به‌طور متمرکز مشاهده کردن

concentratedly focusing

به‌طور متمرکز تمرکز کردن

concentratedly analyzing

به‌طور متمرکز تجزیه و تحلیل کردن

concentratedly writing

به‌طور متمرکز نوشتن

concentratedly practicing

به‌طور متمرکز تمرین کردن

جملات نمونه

she listened to the lecture concentratedly, taking detailed notes.

او به طور متمرکز به سخنرانی گوش داد و یادداشت‌های دقیقی گرفت.

he worked concentratedly on the project, ignoring all distractions.

او به طور متمرکز روی پروژه کار کرد و از همه حواس‌پرتی‌ها غافل شد.

the chef prepared the sauce concentratedly, ensuring perfect flavor.

سرآشپز سس را به طور متمرکز تهیه کرد و طعم بی‌نقص آن را تضمین کرد.

the student studied concentratedly for the upcoming exam.

دانشجو به طور متمرکز برای امتحان آینده مطالعه کرد.

the athlete trained concentratedly to improve their performance.

ورزشکار به طور متمرکز تمرین کرد تا عملکرد خود را بهبود بخشد.

he read the document concentratedly, searching for key information.

او سند را به طور متمرکز خواند و به دنبال اطلاعات کلیدی بود.

she observed the experiment concentratedly, recording the results.

او آزمایش را به طور متمرکز مشاهده کرد و نتایج را ثبت کرد.

the musician practiced concentratedly, perfecting their technique.

موسیقی‌دان به طور متمرکز تمرین کرد و تکنیک خود را کامل کرد.

the detective investigated the case concentratedly, seeking clues.

مامور پلیس به طور متمرکز پرونده را بررسی کرد و به دنبال سرنخ بود.

the writer worked concentratedly on the novel, crafting compelling characters.

نویسنده به طور متمرکز روی رمان کار کرد و شخصیت‌های جذابی خلق کرد.

the engineer designed the bridge concentratedly, considering every detail.

مهندس پل را به طور متمرکز طراحی کرد و به هر جزئیتی توجه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید