concreted

[ایالات متحده]/ˈkɒŋkriːtɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑːnkritɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساخته شده از بتن; ملموس
vi. جامد شدن
vt. جامد کردن; ساختن با بتن
n. شیء بتنی; ماده جامد شده

عبارات و ترکیب‌ها

concreted area

منطقه بتنی

concreted surface

سطح بتنی

concreted path

مسیر بتنی

concreted foundation

پایه‌ بتنی

concreted block

بلوک بتنی

concreted driveway

مسیر ورودی بتنی

concreted walkway

راهرو بتنی

concreted patio

حیاط بتنی

concreted floor

کف بتنی

concreted yard

حیاط بتنی

جملات نمونه

the playground was concreted last summer.

زمین بازی تابستان گذشته آسفالت شد.

they concreted the driveway to improve access.

آنها برای بهبود دسترسی، ورودی پارکینگ را آسفالت کردند.

we need to get the patio concreted before the party.

ما باید قبل از مهمانی، پاسیو را آسفالت کنیم.

the construction crew will start concreted the foundation tomorrow.

تیم ساختمانی فردا شروع به آسفالت کردن فونداسیون خواهند کرد.

after the rain, the path was finally concreted.

بعد از باران، مسیر نهایتاً آسفالت شد.

he plans to have his backyard concreted for a better look.

او قصد دارد حیاط پشتی خود را برای داشتن ظاهری بهتر آسفالت کند.

the city is working on a project to have the roads concreted.

شهرداری در حال کار بر روی پروژه آسفالت کردن جاده ها است.

they decided to have the old barn floor concreted.

آنها تصمیم گرفتند کف کلبه قدیمی را آسفالت کنند.

the basketball court was recently concreted for better play.

زمین بسکتبال اخیراً برای بازی بهتر آسفالت شده است.

concreted areas are easier to maintain than grass.

مناطق آسفالت شده نگهداری از آنها آسان تر از چمن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید