confect

[ایالات متحده]/kənˈfɛkt/
[بریتانیا]/kənˈfɛkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه قند زده یا شیرینی؛ آب‌نبات یا شیرینی‌جات
vt. آماده کردن یا مخلوط کردن (مواد); ترکیب یا آماده کردن
Word Forms
زمان گذشتهconfected
قسمت سوم فعلconfected
شکل سوم شخص مفردconfects
جمعconfects
صفت یا فعل حال استمراریconfecting

عبارات و ترکیب‌ها

confect sweets

تهیه شیرینی

confect desserts

تهیه دسرهای

confect chocolate

تهیه شکلات

confect treats

تهیه خوراکی‌های خوشمزه

confect candies

تهیه آب‌نبات

confect pastries

تهیه شیرینی‌های پخته

confect snacks

تهیه میان‌وعده‌ها

confect confections

تهیه شیرینی‌جات

confect goodies

تهیه خوراکی‌های لذیذ

confect delicacies

تهیه غذاهای خوشمزه

جملات نمونه

she loves to confect sweets for her friends.

او عاشق درست کردن شیرینی برای دوستانش است.

they decided to confect a special dessert for the celebration.

آنها تصمیم گرفتند یک دسر ویژه برای جشن درست کنند.

he learned how to confect traditional pastries.

او یاد گرفت که چگونه شیرینی های سنتی درست کند.

the chef can confect a variety of gourmet dishes.

سرآشپز می تواند انواع غذاهای گوروئه را درست کند.

we watched her confect beautiful chocolate decorations.

ما تماشاگر این بودیم که او تزئینات شکلات زیبا درست می کند.

it takes skill to confect intricate candy designs.

برای درست کردن طرح های پیچیده آبنبات به مهارت نیاز است.

they plan to confect a unique cake for the wedding.

آنها قصد دارند یک کیک منحصر به فرد برای عروسی درست کنند.

she can confect various types of jams and jellies.

او می تواند انواع مربا و ژله درست کند.

he enjoys watching her confect delicious treats.

او از تماشای درست کردن شیرینی های خوشمزه او لذت می برد.

they will confect a special meal for the guests.

آنها یک غذای ویژه برای مهمانان درست خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید