conferments

[ایالات متحده]/kənˈfɜːmənt/
[بریتانیا]/kənˈfɜrmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اعطاء یا بخشش چیزی؛ اعطای رسمی یک عنوان، مدرک یا حق؛ بحث یا مشاوره

عبارات و ترکیب‌ها

degree conferment

اعطای مدرک

conferment ceremony

مراسم اعطا

honorary conferment

اعطای افتخاری

conferment process

فرآیند اعطا

conferment rights

حقوق اعطا

conferment title

عنوان اعطا

conferment awards

جوایز اعطا

conferment decision

تصمیم اعطا

conferment policies

سیاست‌های اعطا

conferment privileges

مزایای اعطا

جملات نمونه

the conferment of degrees will take place in june.

ارائه مدارک در ماه ژوئن انجام خواهد شد.

the conferment of honors recognizes outstanding achievements.

اعطای افتخارات، دستاوردهای برجسته را به رسمیت می شناسد.

she was excited about the conferment of her scholarship.

او از دریافت بورسیه خود بسیار هیجان زده بود.

the conferment ceremony was attended by many dignitaries.

مراسم اعطای مدال با حضور بسیاری از مقامات برگزار شد.

the conferment of the award was a significant moment.

ارائه جایزه یک لحظه مهم بود.

he received the conferment of the title after many years of service.

او پس از سال‌ها خدمت، عنوان را دریافت کرد.

the conferment of the fellowship is highly competitive.

دریافت بورس تحصیلی بسیار رقابتی است.

they celebrated the conferment of the new policy.

آنها اعطای سیاست جدید را جشن گرفتند.

the conferment of citizenship granted her many rights.

دریافت تابعیت، حقوق زیادی را به او اعطا کرد.

the conferment of the grant will support community projects.

دریافت کمک مالی از پروژه های جامعه حمایت خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید