conferral

[ایالات متحده]/kənˈfɜːrəl/
[بریتانیا]/kənˈfɜrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اعطای یا بخشش چیزی، مانند عنوان، درجه یا قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

degree conferral

ارائه مدرک

conferral ceremony

مراسم اعطای

conferral process

فرآیند اعطای

conferral of honors

اعطای افتخارات

conferral rights

حقوق اعطای

conferral agreement

توافقنامه اعطای

conferral decision

تصمیم اعطای

conferral date

تاریخ اعطای

conferral authority

صلاحیت اعطای

conferral guidelines

دستورالعمل‌های اعطای

جملات نمونه

the conferral of awards took place during the ceremony.

اعطای جوایز در طول مراسم انجام شد.

she received the conferral of her degree after years of hard work.

او پس از سال‌ها تلاش سخت، مدرک خود را دریافت کرد.

the conferral of honors is a prestigious event at the university.

اعطای افتخارات یک رویداد معتبر در دانشگاه است.

conferral of leadership roles often requires extensive experience.

اعطای نقش‌های رهبری اغلب نیاز به تجربه گسترده دارد.

he was thrilled by the conferral of his scholarship.

او از دریافت بورسیه خود بسیار هیجان‌زده بود.

the conferral of citizenship can be a lengthy process.

دریافت تابعیت می‌تواند یک فرآیند طولانی باشد.

conferral of rights is essential for social justice.

اعطای حقوق برای عدالت اجتماعی ضروری است.

they celebrated the conferral of new titles at the annual meeting.

آنها اعطای عناوین جدید را در جلسه سالانه جشن گرفتند.

the conferral of degrees is a significant milestone for students.

دریافت مدارک تحصیلی یک نقطه عطف مهم برای دانش آموزان است.

conferral of authority is necessary for effective governance.

اعطای قدرت برای حکومت موثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید