congius measurement
سنجش کنگیو
congius volume
حجم کنگیو
congius container
ظرف کنگیو
congius capacity
ظرفیت کنگیو
congius size
اندازه کنگیو
congius unit
واحد کنگیو
congius scale
مقیاس کنگیو
congius standard
استاندارد کنگیو
congius ratio
نسبت کنگیو
congius equivalent
معادل کنگیو
he has a congius for collecting rare coins.
او اشتیاقی برای جمعآوری سکههای کمیاب دارد.
her congius for painting is evident in her artwork.
اشتیاق او به نقاشی در آثار هنریاش آشکار است.
they have a congius for adventure and exploration.
آنها اشتیاقی برای ماجراجویی و اکتشاف دارند.
his congius for music drives him to learn multiple instruments.
اشتیاق او به موسیقی او را به یادگیری سازهای مختلف سوق میدهد.
she has a congius for languages, mastering five so far.
او اشتیاقی برای زبانها دارد و تا کنون پنج زبان را فرا گرفته است.
his congius for cooking leads him to experiment with new recipes.
اشتیاق او به آشپزی باعث میشود با دستورالعملهای جدید آزمایش کند.
they share a congius for gardening, often working together.
آنها اشتیاقی برای باغبانی دارند و اغلب با هم کار میکنند.
her congius for fashion is reflected in her unique style.
اشتیاق او به مد در سبک منحصر به فردش منعکس میشود.
he has a congius for photography, capturing moments beautifully.
او اشتیاقی برای عکاسی دارد و لحظات را به زیبایی ثبت میکند.
his congius for technology keeps him updated on the latest trends.
اشتیاق او به فناوری او را از آخرین روندها مطلع میکند.
congius measurement
سنجش کنگیو
congius volume
حجم کنگیو
congius container
ظرف کنگیو
congius capacity
ظرفیت کنگیو
congius size
اندازه کنگیو
congius unit
واحد کنگیو
congius scale
مقیاس کنگیو
congius standard
استاندارد کنگیو
congius ratio
نسبت کنگیو
congius equivalent
معادل کنگیو
he has a congius for collecting rare coins.
او اشتیاقی برای جمعآوری سکههای کمیاب دارد.
her congius for painting is evident in her artwork.
اشتیاق او به نقاشی در آثار هنریاش آشکار است.
they have a congius for adventure and exploration.
آنها اشتیاقی برای ماجراجویی و اکتشاف دارند.
his congius for music drives him to learn multiple instruments.
اشتیاق او به موسیقی او را به یادگیری سازهای مختلف سوق میدهد.
she has a congius for languages, mastering five so far.
او اشتیاقی برای زبانها دارد و تا کنون پنج زبان را فرا گرفته است.
his congius for cooking leads him to experiment with new recipes.
اشتیاق او به آشپزی باعث میشود با دستورالعملهای جدید آزمایش کند.
they share a congius for gardening, often working together.
آنها اشتیاقی برای باغبانی دارند و اغلب با هم کار میکنند.
her congius for fashion is reflected in her unique style.
اشتیاق او به مد در سبک منحصر به فردش منعکس میشود.
he has a congius for photography, capturing moments beautifully.
او اشتیاقی برای عکاسی دارد و لحظات را به زیبایی ثبت میکند.
his congius for technology keeps him updated on the latest trends.
اشتیاق او به فناوری او را از آخرین روندها مطلع میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید