conglobate masses
توده های کنگلوبه
conglobate formation
تشکیل کنگلوبه
conglobate structure
ساختار کنگلوبه
conglobate cells
سلول های کنگلوبه
conglobate particles
ذرات کنگلوبه
conglobate bodies
بدنه های کنگلوبه
conglobate aggregates
تجمعات کنگلوبه
conglobate forms
فرم های کنگلوبه
conglobate clusters
خوشه های کنگلوبه
conglobate substances
مواد کنگلوبه
the conglobate structure of the cells is essential for their function.
ساختار کنگلوبه ای سلول ها برای عملکرد آنها ضروری است.
in nature, many organisms conglobate for protection against predators.
در طبیعت، بسیاری از موجودات برای محافظت در برابر شکارچیان کنگلوبه می شوند.
the artist's work often features conglobate forms that evoke a sense of unity.
اثر هنرمند اغلب شامل اشکال کنگلوبه ای است که حسی از وحدت را القا می کند.
during the experiment, the particles began to conglobate, forming larger clusters.
در طول آزمایش، ذرات شروع به کنگلوبه کردند و خوشههای بزرگتری را تشکیل دادند.
birds often conglobate in flocks during migration.
پرندگان اغلب در طول مهاجرت به صورت دسته ای کنگلوبه می شوند.
the scientist studied how bacteria conglobate to form biofilms.
دانشمند مطالعه کرد که چگونه باکتری ها برای تشکیل بیوفیلم کنگلوبه می کنند.
in the garden, the flowers conglobate to create a vibrant display.
در باغ، گل ها کنگلوبه می شوند تا نمایشگاه زنده ای ایجاد کنند.
the conglobate nature of the community fosters collaboration and support.
طبیعت کنگلوبه ای جامعه باعث ایجاد همکاری و حمایت می شود.
when stressed, some animals will conglobate for comfort.
هنگامی که تحت فشار قرار می گیرند، برخی از حیوانات برای آرامش کنگلوبه می شوند.
the conglobate arrangement of the stones creates a natural pathway.
چیدمان کنگلوبه ای سنگ ها یک مسیر طبیعی ایجاد می کند.
conglobate masses
توده های کنگلوبه
conglobate formation
تشکیل کنگلوبه
conglobate structure
ساختار کنگلوبه
conglobate cells
سلول های کنگلوبه
conglobate particles
ذرات کنگلوبه
conglobate bodies
بدنه های کنگلوبه
conglobate aggregates
تجمعات کنگلوبه
conglobate forms
فرم های کنگلوبه
conglobate clusters
خوشه های کنگلوبه
conglobate substances
مواد کنگلوبه
the conglobate structure of the cells is essential for their function.
ساختار کنگلوبه ای سلول ها برای عملکرد آنها ضروری است.
in nature, many organisms conglobate for protection against predators.
در طبیعت، بسیاری از موجودات برای محافظت در برابر شکارچیان کنگلوبه می شوند.
the artist's work often features conglobate forms that evoke a sense of unity.
اثر هنرمند اغلب شامل اشکال کنگلوبه ای است که حسی از وحدت را القا می کند.
during the experiment, the particles began to conglobate, forming larger clusters.
در طول آزمایش، ذرات شروع به کنگلوبه کردند و خوشههای بزرگتری را تشکیل دادند.
birds often conglobate in flocks during migration.
پرندگان اغلب در طول مهاجرت به صورت دسته ای کنگلوبه می شوند.
the scientist studied how bacteria conglobate to form biofilms.
دانشمند مطالعه کرد که چگونه باکتری ها برای تشکیل بیوفیلم کنگلوبه می کنند.
in the garden, the flowers conglobate to create a vibrant display.
در باغ، گل ها کنگلوبه می شوند تا نمایشگاه زنده ای ایجاد کنند.
the conglobate nature of the community fosters collaboration and support.
طبیعت کنگلوبه ای جامعه باعث ایجاد همکاری و حمایت می شود.
when stressed, some animals will conglobate for comfort.
هنگامی که تحت فشار قرار می گیرند، برخی از حیوانات برای آرامش کنگلوبه می شوند.
the conglobate arrangement of the stones creates a natural pathway.
چیدمان کنگلوبه ای سنگ ها یک مسیر طبیعی ایجاد می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید