congruous

[ایالات متحده]/ˈkɒŋɡruəs/
[بریتانیا]/ˈkɑːnɡruəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب; مناسب; در توافق; هماهنگ

عبارات و ترکیب‌ها

congruous ideas

ایده‌های همسو

congruous behavior

رفتار همسو

congruous elements

عناصر همسو

congruous themes

مضامین همسو

congruous design

طراحی همسو

congruous principles

اصول همسو

congruous values

ارزش‌های همسو

congruous goals

اهداف همسو

congruous statements

بیانیه‌های همسو

congruous attitudes

نگرش‌های همسو

جملات نمونه

the colors in the painting are congruous with the overall theme.

رنگ‌های نقاشی با موضوع کلی همخوانی دارند.

her actions were congruous with her words.

عملکردهای او با حرف‌هایش همخوانی داشت.

the design of the building is congruous with its surroundings.

طراحی ساختمان با محیط اطراف آن همخوانی دارد.

it is important for the policies to be congruous with the community's needs.

مهم است که سیاست‌ها با نیازهای جامعه همخوانی داشته باشند.

the two theories are congruous, providing a comprehensive understanding.

این دو نظریه همخوانی دارند و درک جامعی ارائه می‌دهند.

his lifestyle is congruous with his beliefs.

سبک زندگی او با باورهایش همخوانی دارد.

the team’s goals are congruous with the company’s vision.

اهداف تیم با چشم‌انداز شرکت همخوانی دارد.

they found a congruous solution to the problem.

آنها یک راه حل منطبق با مشکل پیدا کردند.

the music selection was congruous with the mood of the event.

انتخاب موسیقی با حال و هوای رویداد همخوانی داشت.

her outfit was congruous with the formal occasion.

لباس او با مناسبت رسمی همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید