conjury

[ایالات متحده]/ˈkʌn.dʒəri/
[بریتانیا]/ˈkʌn.dʒɚ.i/

ترجمه

n. اجرای ترفندهای جادو؛ استفاده از جادو یا قدرت‌های ماوراء طبیعی
Word Forms
جمعconjuries

عبارات و ترکیب‌ها

dark conjury

جادوی تاریک

arcane conjury

جادوی عرفانی

ancient conjury

جادوی باستانی

mystical conjury

جادوی عرفانی

sorcerous conjury

جادوی ساحری

foul conjury

جادوی پلید

spiritual conjury

جادوی معنوی

elemental conjury

جادوی عنصری

forbidden conjury

جادوی ممنوعه

ethereal conjury

جادوی اثیری

جملات نمونه

the magician's conjury amazed the audience.

جادوی شعبده‌باز تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

her conjury created an atmosphere of mystery.

جادوی او فضایی پر رمز و راز ایجاد کرد.

conjury is often associated with illusions.

معمولاً شعبده با توهمات مرتبط است.

he practiced conjury in his spare time.

او در اوقات فراغت شعبده تمرین می‌کرد.

conjury requires skill and creativity.

شعبده به مهارت و خلاقیت نیاز دارد.

she learned conjury from a famous illusionist.

او شعبده را از یک شعبده‌باز مشهور آموخت.

the conjury left everyone speechless.

شعبده باعث شد همه بی‌کلام شوند.

conjury can be a form of entertainment.

شعبده می‌تواند نوعی سرگرمی باشد.

he was fascinated by the art of conjury.

او مجذوب هنر شعبده شد.

conjury often involves sleight of hand.

شعبده اغلب شامل مهارت دست است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید