conquerings

[ایالات متحده]/ˈkɒŋkərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋkərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل غلبه بر یا شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

conquering fears

غلبه بر ترس‌ها

conquering challenges

غلبه بر چالش‌ها

conquering doubts

غلبه بر تردیدها

conquering obstacles

غلبه بر موانع

conquering goals

غلبه بر اهداف

conquering limits

غلبه بر محدودیت‌ها

conquering life

غلبه بر زندگی

conquering dreams

غلبه بر رویاها

conquering success

غلبه بر موفقیت

جملات نمونه

conquering fears is essential for personal growth.

غلبه بر ترس برای رشد شخصی ضروری است.

he is conquering new challenges every day.

او هر روز چالش‌های جدید را فتح می‌کند.

conquering the mountain was a lifelong dream.

فتح قله رویای مادام العمر او بود.

she believes in conquering obstacles with determination.

او معتقد است که با اراده می‌توان بر موانع غلبه کرد.

conquering a language takes time and practice.

یادگیری یک زبان زمان و تمرین می‌برد.

they are conquering the market with innovative products.

آنها با محصولات نوآورانه بازار را فتح می‌کنند.

conquering self-doubt can lead to great achievements.

غلبه بر تردیدهای خود می‌تواند منجر به دستاوردهای بزرگی شود.

he is focused on conquering his goals this year.

او امسال بر روی فتح اهداف خود متمرکز است.

conquering the world of business requires strategy.

فتح دنیای کسب و کار به استراتژی نیاز دارد.

she is conquering her fears one step at a time.

او ترس‌های خود را یک قدم در هر زمان فتح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید