consts

[ایالات متحده]/kɒnst/
[بریتانیا]/kɑːnst/

ترجمه

abbr. ثابت (adj)
keyword اعلام یک متغیر فقط خواندنی (n)

عبارات و ترکیب‌ها

constant speed

سرعت ثابت

constant force

نیروی ثابت

constant value

مقدار ثابت

const rain

باران مداوم

const pressure

فشار ثابت

const temperature

دمای ثابت

const reminder

یادآوری مداوم

const effort

تلاش مداوم

const motion

حرکت مداوم

const current

جریان ثابت

جملات نمونه

the constant value of pi is approximately 3.14.

مقدار ثابت پی تقریباً برابر با 3.14 است.

we used a const variable to store the maximum number of iterations.

ما از یک متغیر const برای ذخیره حداکثر تعداد تکرارها استفاده کردیم.

the speed of light is a physical constant.

سرعت نور یک ثابت فیزیکی است.

define a const integer for the array size.

یک عدد صحیح const برای اندازه آرایه تعریف کنید.

the gravitational constant remains relatively stable.

ثابت گرانش به طور نسبی پایدار باقی می ماند.

using const improves code readability and maintainability.

استفاده از const خوانایی و قابلیت نگهداری کد را بهبود می بخشد.

declare a const pointer to prevent accidental modification.

یک اشاره‌گر const را برای جلوگیری از تغییرات تصادفی اعلام کنید.

the program uses a const variable for the buffer size.

برنامه از یک متغیر const برای اندازه بافر استفاده می کند.

initialize the const variable with a fixed value.

متغیر const را با یک مقدار ثابت مقداردهی اولیه کنید.

the constant temperature was recorded at 25 degrees celsius.

دمای ثابت در 25 درجه سانتیگراد ثبت شد.

a const reference avoids unintended side effects.

یک مرجع const از عوارض جانبی ناخواسته جلوگیری می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید