contemptors

[ایالات متحده]/[kənˈtemptɔːz]/
[بریتانیا]/[kənˈtemptɔrz]/

ترجمه

n. کسانی که تحقیر یا بی‌احترامی را حس می‌کنند یا نشان می‌دهند؛ افراد بی‌احترام.

جملات نمونه

the wealthy heirs looked at the beggars with sneering contempt.

وراثان ثروتمند با نفرت و تحقیری خنین به بی‌خانمانه‌ها نگاه کردند.

she treated his apologies with total contempt and walked away.

او عذرخواهی‌های او را با نفرت کاملی در نظر گرفت و رفت.

the judge held the unruly defendant in contempt of court.

دیوانه‌پرست دادگاه دفاعی را به نفرت دادگاه گرفت.

his voice dripped with icy contempt as he addressed the traitor.

وقتی او به خائن سخن گفته بود، صدایش از نفرتی سرد جریان می‌یافت.

such vile behavior deserves nothing but utter contempt from society.

چنین رفتار ناپسندی هیچ چیز جز نفرت کامل از جامعه زیاد نمی‌خواهد.

they viewed the corrupt politicians with deep-seated contempt.

آنها به سیاستمداران فسادی با نفرتی عمیق نگاه می‌کردند.

nothing hurts more than seeing the contempt in your mother's eyes.

هیچ چیز از دیدن نفرت در چشمان مادرت بیشتر درد نمی‌کند.

the dictator ruled with an air of haughty contempt for human rights.

دیکتاتور با حس نفرتی خودخواه از حقوق بشر حکومت می‌کرد.

public contempt for the scandalous policy increased every day.

نفرت عمومی نسبت به سیاست‌های اشکال‌آفرین هر روز بیشتر می‌شد.

he faced his accusers with silent contempt during the trial.

در طول دادگاه، او با نفرتی خاموش به اتهام‌ورزانش نگاه کرد.

her blatant contempt for authority eventually got her fired.

نفرت آشکار او نسبت به قدرت در نهایت باعث فصل کار او شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید