converse with
گفتگو کردن با
converse about
در مورد گفتگو کردن
converse in
گفتگو کردن در
in conversation
در گفتگو
casual conversation
گفتگو غیررسمی
friendly conversation
گفتگو دوستانه
private conversation
گفتگو خصوصی
brief conversation
گفتگو کوتاه
start conversation
شروع گفتگو
end conversation
پایان گفتگو
we need to converse about the details of the new project.
ما باید در مورد جزئیات پروژه جدید گفت و گو کنیم.
she loves to converse with her neighbors over the garden fence.
او دوست دارد با همسایگانش از طریق سرپرچه گیاهان گفت و گو کند.
it is difficult to converse with someone who refuses to listen.
گفت و گو با کسی که گوش نمیدهد دشوار است.
they managed to converse in spanish despite the language barrier.
اگرچه مانع زبانی وجود داشت، آنها توانستند به اسپانیایی گفت و گو کنند.
the two leaders met to converse on matters of global security.
دو رهبر برای گفت و گو در مورد امور امنیت جهانی با یکدیگر دیدار کردند.
he can converse fluently on a wide range of topics.
او میتواند در محدوده وسیعی از موضوعات به طور ماهرانه گفت و گو کند.
i would like to converse with you regarding your recent application.
من میخواهم در مورد درخواست اخیر شما با شما گفت و گو کنم.
they sat in the park to converse about old times.
آنها در پارک جلسه گذاشته و در مورد زمانهای قدیم گفت و گو کردند.
it was a privilege to converse privately with the author.
گفت و گو خصوصی با نویسنده یک امتیاز بزرگ بود.
we prefer to converse face-to-face rather than through email.
ما به جای ایمیل، بیشتر تمایل داریم گفت و گو را صورت به صورت داشته باشیم.
she felt nervous starting to converse with strangers at the party.
او در حین شروع گفت و گو با غریبهای در جشن، نگران بود.
philosophers often converse deeply about the nature of existence.
فیلسوفها اغلب به طور عمیق در مورد طبیعت وجود گفت و گو میکنند.
converse with
گفتگو کردن با
converse about
در مورد گفتگو کردن
converse in
گفتگو کردن در
in conversation
در گفتگو
casual conversation
گفتگو غیررسمی
friendly conversation
گفتگو دوستانه
private conversation
گفتگو خصوصی
brief conversation
گفتگو کوتاه
start conversation
شروع گفتگو
end conversation
پایان گفتگو
we need to converse about the details of the new project.
ما باید در مورد جزئیات پروژه جدید گفت و گو کنیم.
she loves to converse with her neighbors over the garden fence.
او دوست دارد با همسایگانش از طریق سرپرچه گیاهان گفت و گو کند.
it is difficult to converse with someone who refuses to listen.
گفت و گو با کسی که گوش نمیدهد دشوار است.
they managed to converse in spanish despite the language barrier.
اگرچه مانع زبانی وجود داشت، آنها توانستند به اسپانیایی گفت و گو کنند.
the two leaders met to converse on matters of global security.
دو رهبر برای گفت و گو در مورد امور امنیت جهانی با یکدیگر دیدار کردند.
he can converse fluently on a wide range of topics.
او میتواند در محدوده وسیعی از موضوعات به طور ماهرانه گفت و گو کند.
i would like to converse with you regarding your recent application.
من میخواهم در مورد درخواست اخیر شما با شما گفت و گو کنم.
they sat in the park to converse about old times.
آنها در پارک جلسه گذاشته و در مورد زمانهای قدیم گفت و گو کردند.
it was a privilege to converse privately with the author.
گفت و گو خصوصی با نویسنده یک امتیاز بزرگ بود.
we prefer to converse face-to-face rather than through email.
ما به جای ایمیل، بیشتر تمایل داریم گفت و گو را صورت به صورت داشته باشیم.
she felt nervous starting to converse with strangers at the party.
او در حین شروع گفت و گو با غریبهای در جشن، نگران بود.
philosophers often converse deeply about the nature of existence.
فیلسوفها اغلب به طور عمیق در مورد طبیعت وجود گفت و گو میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید