convolute

[ایالات متحده]/'kɒnvə,luːt/
[بریتانیا]/'kɑnvə,lʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به هم پیچیدن یا تابیدن؛ حلقه حلقه کردن
adj. به طور پیچیده حلقه شده یا تابیده

جملات نمونه

the reasoning was convoluted in the extreme.

استدلال به طرز پیچیده‌ای غیرقابل درک بود.

convoluted legal language

زبان حقوقی پیچیده

convoluted legal language; convoluted reasoning.

زبان حقوقی پیچیده؛ استدلال پیچیده.

walnuts come in hard and convoluted shells.

گردوها در پوسته‌های سخت و پیچیده هستند.

the film is let down by a convoluted plot in which nothing really happens.

فیلم به دلیل طرح پیچیده‌ای که اتفاقی نمی‌افتد، ناامیدکننده است.

The writer's meaning was obscured by his convoluted prose.

معنی نویسنده به دلیل نثر پیچیده او مبهم بود.

The protein secretion of the convoluted tubular cells of the mouse subman-dibular gland is influenced by the sympathetic nerves.

ترشح پروتئین سلول‌های مجرای پیچیده غده زیرغبوی موش تحت تأثیر اعصاب سمپاتیک است.

(2)The hydropic degeneration of the liver cell and the convoluted tubule epithelial cell, There were a great dear of cast in convoluted tubule.

(2) آبدیده شدن سلول کبدی و سلول پوششی مجرای پیچیده، مقدار زیادی از ریختن در مجرای پیچیده وجود داشت.

Convoluted invaginations of the cell membrane form specialized structures called mesosome which function in the formation of cross-wall during cell division。

برجستگی‌های پیچیده غشای سلولی ساختارهای تخصصی به نام مزوسوم را تشکیل می‌دهند که در تشکیل دیواره عرضی در طول تقسیم سلولی نقش دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید