convolve

[ایالات متحده]/kənˈvɒlv/
[بریتانیا]/kənˈvɑːlv/

ترجمه

vi. به صورت مارپیچ حرکت کردن یا غلتیدن
v. دور چیزی غلتیدن یا مارپیچ شدن
vt. باعث غلتیدن یا مارپیچ شدن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

convolve signals

همراستایی سیگنال‌ها

convolve functions

همراستایی توابع

convolve images

همراستایی تصاویر

convolve data

همراستایی داده‌ها

convolve kernels

همراستایی هسته‌ها

convolve layers

همراستایی لایه‌ها

convolve outputs

همراستایی خروجی‌ها

convolve filters

همراستایی فیلترها

convolve matrices

همراستایی ماتریس‌ها

جملات نمونه

we can convolve the two signals to analyze their interaction.

ما می‌توانیم دو سیگنال را کانولوشنی کنیم تا تعامل آنها را تجزیه و تحلیل کنیم.

the mathematician explained how to convolve functions effectively.

دانشمند ریاضی توضیح داد که چگونه توابع را به طور موثر کانولوشنی کنیم.

in image processing, we often convolve the image with a filter.

در پردازش تصویر، اغلب تصویر را با یک فیلتر کانولوشنی می‌کنیم.

to improve the sound quality, we need to convolve the audio tracks.

برای بهبود کیفیت صدا، باید ترک‌های صوتی را کانولوشنی کنیم.

by convolving the datasets, we can reveal hidden patterns.

با کانولوشنی کردن مجموعه داده‌ها، می‌توانیم الگوهای پنهان را آشکار کنیم.

researchers convolve the experimental results to draw conclusions.

محققان نتایج تجربی را کانولوشنی می‌کنند تا نتیجه‌گیری کنند.

to solve the problem, we need to convolve the input and kernel.

برای حل مشکل، باید ورودی و هسته را کانولوشنی کنیم.

convolving the two images creates a unique visual effect.

کانولوشنی کردن دو تصویر یک جلوه بصری منحصر به فرد ایجاد می‌کند.

in neural networks, we often convolve layers to extract features.

در شبکه‌های عصبی، اغلب لایه‌ها را کانولوشنی می‌کنیم تا ویژگی‌ها را استخراج کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید