corrals

[ایالات متحده]/kəˈrɑːlz/
[بریتانیا]/kəˈrælz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حیوانات را به یک طویله راندن

عبارات و ترکیب‌ها

horse corrals

اصطبل‌های اسب

cattle corrals

اصطبل‌های دام

sheep corrals

اصطبل‌های گوسفند

livestock corrals

اصطبل‌های دامداری

temporary corrals

اصطبل‌های موقت

open corrals

اصطبل‌های باز

small corrals

اصطبل‌های کوچک

fenced corrals

اصطبل‌های حصری

wooden corrals

اصطبل‌های چوبی

round corrals

اصطبل‌های گرد

جملات نمونه

the rancher built several corrals for the horses.

رانچر چندین قلعه برای اسب‌ها ساخت.

we need to move the cattle into the corrals before sunset.

ما باید گاوها را قبل از غروب آفتاب به قلعه‌ها منتقل کنیم.

the corrals were filled with sheep during the storm.

قلعه‌ها در طول طوفان با گوسفندان پر شده بودند.

she carefully inspected the corrals for any damage.

او به دقت قلعه‌ها را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.

they used the corrals to separate the animals by age.

آنها از قلعه‌ها برای جدا کردن حیوانات بر اساس سن استفاده کردند.

the children enjoyed watching the horses in the corrals.

کودکان از تماشای اسب‌ها در قلعه‌ها لذت بردند.

he built sturdy corrals to ensure the safety of the livestock.

او قلعه‌های محکمی ساخت تا از ایمنی دام اطمینان حاصل کند.

after the round-up, the cowboys led the cattle into the corrals.

پس از جمع‌آوری، کابوی‌ها گاوها را به قلعه‌ها هدایت کردند.

the corrals were designed to keep the animals calm and secure.

قلعه‌ها به گونه‌ای طراحی شده بودند که حیوانات آرام و ایمن باشند.

during the festival, the corrals were decorated with colorful banners.

در طول جشنواره، قلعه‌ها با بنرهای رنگارنگ تزئین شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید