corseting

[ایالات متحده]/ˈkɔːsɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɔrsɪtɪŋ/

ترجمه

n. (یک زن) کمر بند; یک پوشاک تنگ; (کمر بند) یک نام خانوادگی; (فرانسوی) Corcet
v. کمر بند پوشیدن; به شدت کنترل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

corseting style

سبک بستن لباس

corseting technique

تکنیک بستن لباس

corseting trend

روند بستن لباس

corseting fashion

مد بستن لباس

corseting method

روش بستن لباس

corseting practice

تمرین بستن لباس

corseting support

حمایت از بستن لباس

corseting garment

لباس بستنی

corseting design

طراحی بستن لباس

corseting shape

شکل بستن لباس

جملات نمونه

corseting can create an hourglass figure.

سفت کردن می‌تواند یک اندام ساعت شنی ایجاد کند.

many women wore corseting garments in the past.

بسیاری از زنان در گذشته لباس‌های سفت‌کننده می‌پوشیدند.

corseting was a popular fashion trend in the victorian era.

سفت کردن یک روند مد محبوب در دوران ویکتوریا بود.

she felt uncomfortable due to the tight corseting.

او به دلیل سفت کردن تنگ احساس ناراحتی می‌کرد.

corseting can affect breathing and posture.

سفت کردن می‌تواند بر تنفس و وضعیت بدنی تأثیر بگذارد.

some modern corseting designs prioritize comfort.

برخی از طرح‌های مدرن سفت‌کننده، راحتی را در اولویت قرار می‌دهند.

corseting techniques have evolved over the years.

تکنیک‌های سفت کردن در طول سال‌ها تکامل یافته‌اند.

she learned about the history of corseting in fashion class.

او در کلاس مد در مورد تاریخچه سفت کردن یاد گرفت.

corseting can enhance the silhouette of a dress.

سفت کردن می‌تواند ظاهر لباس را بهبود بخشد.

many corseting styles are now considered vintage.

بسیاری از مدل‌های سفت‌کننده اکنون به عنوان عتیقه در نظر گرفته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید