coruscate

[ایالات متحده]/ˈkɒr.ə.skeɪt/
[بریتانیا]/ˈkɔːr.ə.skeɪt/

ترجمه

vi. درخشش یا تابش روشن؛ ساطع کردن جرقه‌های نور
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcoruscating
زمان گذشتهcoruscated
قسمت سوم فعلcoruscated
شکل سوم شخص مفردcoruscates

عبارات و ترکیب‌ها

coruscate brightly

درخشش شدید

coruscate in light

در نور بدرخشیدن

coruscate with joy

با شادی بدرخشیدن

coruscate like stars

مانند ستارگان بدرخشیدن

coruscate under moonlight

تحت نور ماه بدرخشیدن

coruscate in darkness

در تاریکی بدرخشیدن

coruscate with brilliance

با درخشندگی بدرخشیدن

coruscate in colors

در رنگ‌ها بدرخشیدن

coruscate through clouds

در میان ابرها بدرخشیدن

coruscate like diamonds

مانند الماس‌ها بدرخشیدن

جملات نمونه

the stars began to coruscate in the night sky.

ستارگان شروع به درخشش در آسمان شب کردند.

her eyes seemed to coruscate with excitement.

چشمانش به نظر می‌رسید که با هیجان بدرخشند.

the fireworks coruscate above the crowd.

آتش‌بازی‌ها بالای جمعیت می‌درخشیدند.

diamonds coruscate under the bright lights.

الماس‌ها زیر نورهای روشن می‌درخشیدند.

the ocean waves coruscate in the sunlight.

امواج اقیانوس در نور خورشید می‌درخشیدند.

her laughter seemed to coruscate through the air.

خنده‌اش به نظر می‌رسید که از طریق هوا می‌درخشد.

during the concert, the lights would coruscate to the music.

در طول کنسرت، نورها با موسیقی می‌درخشیدند.

the city skyline coruscates at night.

خط افق شهر در شب می‌درخشد.

fireflies coruscate in the summer evening.

جغدهای آتشین در غروب تابستان می‌درخشند.

her creativity seemed to coruscate with every new idea.

خلاقیت او به نظر می‌رسید که با هر ایده جدید می‌درخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید