counterattacks

[ایالات متحده]/ˌkaʊntərəˈtæks/
[بریتانیا]/ˌkaʊntərəˈtæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حملات انجام شده در پاسخ به یک حمله اولیه
v. حمله‌ای انجام دادن در پاسخ به حمله‌ای دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

quick counterattacks

ضدحملات سریع

strategic counterattacks

ضدحملات استراتژیک

surprise counterattacks

ضدحملات غافلگیرکننده

defensive counterattacks

ضدحملات دفاعی

coordinated counterattacks

ضدحملات هماهنگ

effective counterattacks

ضدحملات مؤثر

major counterattacks

ضدحملات بزرگ

timely counterattacks

ضدحملات به موقع

retaliatory counterattacks

ضدحملات انتقام‌جویانه

planned counterattacks

ضدحملات برنامه‌ریزی‌شده

جملات نمونه

the team is preparing for counterattacks during the match.

تیم برای مقابله با ضد حملات در طول مسابقه آماده می‌شود.

the army launched counterattacks against the enemy forces.

ارتش حملات متقابل علیه نیروهای دشمن انجام داد.

she counterattacks with a strong argument.

او با یک استدلال قوی ضد حمله می‌کند.

in chess, counterattacks can turn the game around.

در شطرنج، ضد حملات می‌توانند روند بازی را تغییر دهند.

he always knows how to counterattack when criticized.

او همیشه می‌داند چه زمانی مورد انتقاد قرار می‌گیرد چگونه ضد حمله کند.

the coach emphasized the importance of counterattacks in their strategy.

مربی بر اهمیت ضد حملات در استراتژی آنها تاکید کرد.

effective counterattacks can demoralize the opponent.

ضد حملات مؤثر می‌توانند حریف را از نظر روحی ناامید کنند.

counterattacks often lead to unexpected victories.

ضد حملات اغلب منجر به پیروزی‌های غیرمنتظره می‌شود.

the politician's counterattacks were quick and strategic.

ضد حملات سیاستمدار سریع و استراتژیک بودند.

they trained specifically for counterattacks in their drills.

آنها به طور خاص برای ضد حملات در تمرینات خود آموزش دیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید