countercoup

[ایالات متحده]/ˈkaʊntəkuː/
[بریتانیا]/ˈkaʊntərkuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کودتای ضدانقلابی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

countercoup attempt

تلاش برای کودتا علیه کودتا

countercoup strategy

استراتژی ضد کودتا

countercoup forces

نیروهای ضد کودتا

countercoup operation

عملیات ضد کودتا

countercoup plan

برنامه ضد کودتا

countercoup movement

جنبش ضد کودتا

countercoup leader

رهبر ضد کودتا

countercoup response

واکنش به کودتا

countercoup support

حمایت از ضد کودتا

countercoup success

موفقیت ضد کودتا

جملات نمونه

the military staged a countercoup to regain control.

ارتش یک کودتا علیه کودتا را برای بازپس‌گیری کنترل ترتیب داد.

after the initial coup, a countercoup was inevitable.

پس از کودتای اولیه، یک کودتا علیه کودتا اجتناب‌ناپذیر بود.

the countercoup was supported by the local population.

کودتا علیه کودتا توسط مردم محلی مورد حمایت قرار گرفت.

political analysts predicted a countercoup would occur.

تحلیلگران سیاسی پیش‌بینی کردند که یک کودتا علیه کودتا رخ خواهد داد.

the leaders of the countercoup announced their intentions.

رهبران کودتا علیه کودتا اهداف خود را اعلام کردند.

many countries condemned the countercoup as illegal.

بسیاری از کشورها کودتا علیه کودتا را غیرقانونی محکوم کردند.

the countercoup resulted in significant political unrest.

کودتا علیه کودتا منجر به بی‌ثباتی سیاسی قابل توجهی شد.

he was accused of planning a countercoup against the government.

اتهام داشت که در حال برنامه‌ریزی برای کودتا علیه دولت است.

the countercoup failed to achieve its objectives.

کودتا علیه کودتا نتوانست به اهداف خود دست یابد.

international observers monitored the countercoup closely.

ناظران بین‌المللی کودتا علیه کودتا را به دقت زیر نظر داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید