| شکل سوم شخص مفرد | countervails |
| جمع | countervails |
| صفت یا فعل حال استمراری | countervailing |
| زمان گذشته | countervailed |
| قسمت سوم فعل | countervailed |
countervail effects
اثر ضد اثر
countervail forces
نیروهای ضد اثر
countervail trends
روندهای ضد اثر
countervail impact
تاثیر ضد اثر
countervail risks
خطرات ضد اثر
countervail challenges
چالشهای ضد اثر
countervail costs
هزینههای ضد اثر
countervail influences
تاثیرات ضد اثر
countervail actions
اقدامات ضد اثر
countervail measures
اقدامات ضد اثر
the benefits of the program may countervail the costs involved.
مزایای برنامه ممکن است هزینههای درگیر را جبران کند.
efforts to countervail climate change are becoming increasingly urgent.
تلاشها برای مقابله با تغییرات آب و هوایی به طور فزایندهای ضروری میشوند.
her kindness seemed to countervail his harsh words.
مهربانی او به نظر میرسید که کلمات تند او را جبران کند.
we need strategies to countervail the negative impacts of the policy.
ما به استراتژیهایی برای مقابله با تأثیرات منفی سیاست نیاز داریم.
the new regulations aim to countervail the effects of pollution.
قوانین جدید برای مقابله با اثرات آلودگی طراحی شدهاند.
his hard work will countervail any doubts about his abilities.
تلاش زیاد او هرگونه تردید در مورد تواناییهایش را جبران خواهد کرد.
to countervail the risks, we must take preventative measures.
برای مقابله با خطرات، باید اقدامات پیشگیرانه انجام دهیم.
in some cases, positive feedback can countervail negative criticism.
در برخی موارد، بازخورد مثبت میتواند انتقاد منفی را جبران کند.
they are trying to countervail the financial losses with new investments.
آنها سعی میکنند با سرمایهگذاریهای جدید، ضررهای مالی را جبران کنند.
to countervail the effects of stress, regular exercise is recommended.
برای مقابله با اثرات استرس، ورزش منظم توصیه میشود.
countervail effects
اثر ضد اثر
countervail forces
نیروهای ضد اثر
countervail trends
روندهای ضد اثر
countervail impact
تاثیر ضد اثر
countervail risks
خطرات ضد اثر
countervail challenges
چالشهای ضد اثر
countervail costs
هزینههای ضد اثر
countervail influences
تاثیرات ضد اثر
countervail actions
اقدامات ضد اثر
countervail measures
اقدامات ضد اثر
the benefits of the program may countervail the costs involved.
مزایای برنامه ممکن است هزینههای درگیر را جبران کند.
efforts to countervail climate change are becoming increasingly urgent.
تلاشها برای مقابله با تغییرات آب و هوایی به طور فزایندهای ضروری میشوند.
her kindness seemed to countervail his harsh words.
مهربانی او به نظر میرسید که کلمات تند او را جبران کند.
we need strategies to countervail the negative impacts of the policy.
ما به استراتژیهایی برای مقابله با تأثیرات منفی سیاست نیاز داریم.
the new regulations aim to countervail the effects of pollution.
قوانین جدید برای مقابله با اثرات آلودگی طراحی شدهاند.
his hard work will countervail any doubts about his abilities.
تلاش زیاد او هرگونه تردید در مورد تواناییهایش را جبران خواهد کرد.
to countervail the risks, we must take preventative measures.
برای مقابله با خطرات، باید اقدامات پیشگیرانه انجام دهیم.
in some cases, positive feedback can countervail negative criticism.
در برخی موارد، بازخورد مثبت میتواند انتقاد منفی را جبران کند.
they are trying to countervail the financial losses with new investments.
آنها سعی میکنند با سرمایهگذاریهای جدید، ضررهای مالی را جبران کنند.
to countervail the effects of stress, regular exercise is recommended.
برای مقابله با اثرات استرس، ورزش منظم توصیه میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید