countship

[ایالات متحده]/ˈkaʊntʃɪp/
[بریتانیا]/ˈkaʊntʃɪp/

ترجمه

n. مقام یا وضعیت یک کنت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

countship agreement

توافق قلعه‌نشینی

countship title

عنوان قلعه‌نشینی

countship rights

حقوق قلعه‌نشینی

countship duties

وظایف قلعه‌نشینی

countship lineage

تبار قلعه‌نشینی

countship estate

املاک قلعه‌نشینی

countship privileges

مزایای قلعه‌نشینی

countship heritage

میراث قلعه‌نشینی

countship ceremony

آیین قلعه‌نشینی

جملات نمونه

the countship was known for its rich history.

کنت‌نشین به خاطر تاریخ غنی خود مشهور بود.

she was granted the title of countship after her achievements.

پس از دستاوردهای خود، عنوان کنت‌نشین به او اعطا شد.

the countship included several picturesque villages.

کنت‌نشین شامل چندین روستای زیبا بود.

his countship was marked by numerous festivals.

دوره حکومت او در کنت‌نشین با برگزاری جشنواره‌های متعدد مشخص شد.

she inherited the countship from her father.

او کنت‌نشین را از پدرش به ارث برد.

the countship had a significant impact on local politics.

کنت‌نشین تأثیر قابل توجهی بر سیاست محلی داشت.

he ruled the countship with fairness and justice.

او با عدالت و انصاف کنت‌نشین را اداره کرد.

the countship was a center of culture and art.

کنت‌نشین یک مرکز فرهنگ و هنر بود.

visitors flock to the countship for its scenic beauty.

بازدیدکنندگان برای تماشای زیبایی‌های طبیعی به کنت‌نشین هجوم می‌آورند.

the countship's economy thrived on agriculture and trade.

اقتصاد کنت‌نشین بر پایه کشاورزی و تجارت رونق داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید