covenanting

[ایالات متحده]/ˈkʌvənəntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkʌvənəntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایجاد یک توافق یا وعده رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

covenanting parties

طرفین متعهد

covenanting agreement

توافقنامه متعهدانه

covenanting obligations

الزامات متعهدانه

covenanting process

فرآیند متعهدانه

covenanting terms

شرایط متعهدانه

covenanting entities

نهادهای متعهد

covenanting parties' rights

حقوق طرفین متعهد

covenanting framework

چارچوب متعهدانه

covenanting relationships

روابط متعهدانه

covenanting provisions

موادی متعهدانه

جملات نمونه

the two parties are covenanting to uphold their agreement.

دو طرف متعهد به حفظ توافقنامه خود هستند.

covenanting with the community can lead to better relationships.

می‌تواند منجر به روابط بهتر شود، پیمان بستن با جامعه.

they are covenanting for a sustainable future.

آنها برای آینده‌ای پایدار پیمان می‌بندند.

the organization is covenanting to protect the environment.

سازمان متعهد به حفاظت از محیط زیست است.

she believes in covenanting with her clients for trust.

او به پیمان بستن با مشتریان خود برای ایجاد اعتماد اعتقاد دارد.

covenanting to support local businesses is essential.

حمایت از کسب و کارهای محلی برای پیمان بستن ضروری است.

we are covenanting to enhance our teamwork.

ما متعهد به بهبود کار گروهی خود هستیم.

covenanting with stakeholders ensures transparency.

پیمان بستن با ذینفعان تضمین شفافیت می‌کند.

they are covenanting to share resources for mutual benefit.

آنها متعهد به به اشتراک گذاشتن منابع برای سود متقابل هستند.

covenanting for peace can change communities.

پیمان بستن برای صلح می‌تواند جوامع را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید