cowers

[ایالات متحده]/ˈkaʊəz/
[بریتانیا]/ˈkaʊərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به خاطر ترس خم شدن؛ از چیزی ناخوشایند دوری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dog cowers

سگ منقبض می‌شود

child cowers

کودک منقبض می‌شود

fear cowers

ترس منقبض می‌شود

enemy cowers

دشمن منقبض می‌شود

cat cowers

گربه منقبض می‌شود

audience cowers

مخاطبان منقبض می‌شوند

crowd cowers

جمعیت منقبض می‌شود

victim cowers

قربانی منقبض می‌شود

animal cowers

حیوان منقبض می‌شود

creature cowers

موجودیت منقبض می‌شود

جملات نمونه

the dog cowers in fear during the thunderstorm.

سگ در هنگام طوفان از ترس منقبض می‌شود.

she cowers behind her mother when she sees the stranger.

وقتی غریبه را می‌بیند، پشت مادرش پنهان می‌شود.

the child cowers when the teacher raises her voice.

وقتی معلم صدایش را بالا می‌برد، کودک منقبض می‌شود.

he cowers in the corner, afraid of being scolded.

او در گوشه منقبض می‌شود، از اینکه سرزنش شود می‌ترسد.

the cat cowers under the bed during the fireworks.

گربه در هنگام آتش‌بازی زیر تخت منقبض می‌شود.

when confronted, the bully cowers and backs down.

وقتی با او مواجه می‌شوند، زورگو منقبض شده و عقب‌نشینی می‌کند.

the rabbit cowers in its burrow, sensing danger.

خرگوش در لانه‌اش منقبض می‌شود، احساس خطر می‌کند.

she cowers from the harsh criticism of her peers.

او از انتقادات شدید همسالانش منقبض می‌شود.

the soldier cowers behind the wall during the battle.

سرباز در طول نبرد پشت دیوار منقبض می‌شود.

the puppy cowers when it hears loud noises.

وقتی توله سگ صداهای بلند می‌شنود، منقبض می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید