creviced rock
صخره ترکدار
creviced surface
سطح ترکدار
creviced terrain
منطقه ترکدار
creviced wall
دیوار ترکدار
creviced landscape
مناظر ترکدار
creviced glacier
یخچال ترکدار
creviced canyon
دره ترکدار
creviced cliff
آبسنگ ترکدار
creviced bark
پوست درخت ترکدار
creviced floor
کف ترکدار
the mountain was creviced with deep gorges.
کوه با درههای عمیق شکسته شده بود.
the ancient ruins were creviced by years of erosion.
گودالهای باستانی در اثر سالها فرسایش شکسته شده بودند.
she admired the creviced landscape of the canyon.
او از چشمانداز شکسته شده دره canyon قدردانی کرد.
the creviced surface of the stone made it unique.
سطح شکسته سنگ آن را منحصر به فرد می کرد.
they explored the creviced caves along the coast.
آنها غارهای شکسته شده در امتداد ساحل را کاوش کردند.
the creviced bark of the tree provided shelter for insects.
پوست شکسته درخت سرپناه حشرات را فراهم کرد.
the artist painted the creviced terrain beautifully.
هنرمند به زیبایی از زمین شکسته شده نقاشی کرد.
his hands were creviced from years of hard work.
دستهای او در اثر سالها کار سخت شکسته شده بود.
the creviced icebergs floated majestically in the sea.
آببَرگهای شکسته به عظمت در دریا شناور بودند.
the creviced walls of the old building told a story.
دیوارهای شکسته ساختمان قدیمی داستانی را بیان می کردند.
creviced rock
صخره ترکدار
creviced surface
سطح ترکدار
creviced terrain
منطقه ترکدار
creviced wall
دیوار ترکدار
creviced landscape
مناظر ترکدار
creviced glacier
یخچال ترکدار
creviced canyon
دره ترکدار
creviced cliff
آبسنگ ترکدار
creviced bark
پوست درخت ترکدار
creviced floor
کف ترکدار
the mountain was creviced with deep gorges.
کوه با درههای عمیق شکسته شده بود.
the ancient ruins were creviced by years of erosion.
گودالهای باستانی در اثر سالها فرسایش شکسته شده بودند.
she admired the creviced landscape of the canyon.
او از چشمانداز شکسته شده دره canyon قدردانی کرد.
the creviced surface of the stone made it unique.
سطح شکسته سنگ آن را منحصر به فرد می کرد.
they explored the creviced caves along the coast.
آنها غارهای شکسته شده در امتداد ساحل را کاوش کردند.
the creviced bark of the tree provided shelter for insects.
پوست شکسته درخت سرپناه حشرات را فراهم کرد.
the artist painted the creviced terrain beautifully.
هنرمند به زیبایی از زمین شکسته شده نقاشی کرد.
his hands were creviced from years of hard work.
دستهای او در اثر سالها کار سخت شکسته شده بود.
the creviced icebergs floated majestically in the sea.
آببَرگهای شکسته به عظمت در دریا شناور بودند.
the creviced walls of the old building told a story.
دیوارهای شکسته ساختمان قدیمی داستانی را بیان می کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید