cricked neck
گردن گرفته
cricked back
کمر گرفته
cricked finger
انگشت گرفته
cricked wrist
مچ دست گرفته
cricked ankle
مچ پا گرفته
cricked shoulder
شانهی گرفته
cricked muscle
عضلهی گرفته
cricked joint
مفصل گرفته
cricked toe
انگشت پا گرفته
cricked spine
ستون فقرات گرفته
after sitting for too long, i cricked my neck.
بعد از نشستن طولانی مدت، من گردن خود را پیچ خوردم.
he cricked his back while lifting the heavy box.
او در حین بلند کردن جعبه سنگین، کمر خود را پیچاند.
she cricked her wrist during the tennis match.
او در طول مسابقه تنیس، مچ دست خود را پیچاند.
be careful not to crick your ankle while running.
هنگام دویدن مراقب باشید مچ پا خود را پیچ نکنید.
he often complains about cricked joints after exercising.
او اغلب در مورد مفاصل پیچ خورده پس از ورزش کردن شکایت می کند.
she cricked her shoulder when she reached for something high.
وقتی برای گرفتن چیزی بلند دست تکاند، او شانه خود را پیچاند.
after a long flight, i cricked my back getting off the plane.
بعد از یک پرواز طولانی، من در حین پیاده شدن از هواپیما کمرم را پیچ خوردم.
he cricked his finger while trying to fix the door.
وقتی سعی کرد در را تعمیر کند، او انگشت خود را پیچاند.
she often cricks her neck when she sleeps awkwardly.
او اغلب اوقات گردنش را پیچ می کند وقتی به طور نامناسب می خوابد.
don't crick your back by lifting that incorrectly.
با بلند کردن آن به طور نادرست کمر خود را پیچ نکنید.
cricked neck
گردن گرفته
cricked back
کمر گرفته
cricked finger
انگشت گرفته
cricked wrist
مچ دست گرفته
cricked ankle
مچ پا گرفته
cricked shoulder
شانهی گرفته
cricked muscle
عضلهی گرفته
cricked joint
مفصل گرفته
cricked toe
انگشت پا گرفته
cricked spine
ستون فقرات گرفته
after sitting for too long, i cricked my neck.
بعد از نشستن طولانی مدت، من گردن خود را پیچ خوردم.
he cricked his back while lifting the heavy box.
او در حین بلند کردن جعبه سنگین، کمر خود را پیچاند.
she cricked her wrist during the tennis match.
او در طول مسابقه تنیس، مچ دست خود را پیچاند.
be careful not to crick your ankle while running.
هنگام دویدن مراقب باشید مچ پا خود را پیچ نکنید.
he often complains about cricked joints after exercising.
او اغلب در مورد مفاصل پیچ خورده پس از ورزش کردن شکایت می کند.
she cricked her shoulder when she reached for something high.
وقتی برای گرفتن چیزی بلند دست تکاند، او شانه خود را پیچاند.
after a long flight, i cricked my back getting off the plane.
بعد از یک پرواز طولانی، من در حین پیاده شدن از هواپیما کمرم را پیچ خوردم.
he cricked his finger while trying to fix the door.
وقتی سعی کرد در را تعمیر کند، او انگشت خود را پیچاند.
she often cricks her neck when she sleeps awkwardly.
او اغلب اوقات گردنش را پیچ می کند وقتی به طور نامناسب می خوابد.
don't crick your back by lifting that incorrectly.
با بلند کردن آن به طور نادرست کمر خود را پیچ نکنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید