cricked

[ایالات متحده]/krɪkt/
[بریتانیا]/krɪkt/

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی crick

عبارات و ترکیب‌ها

cricked neck

گردن گرفته

cricked back

کمر گرفته

cricked finger

انگشت گرفته

cricked wrist

مچ دست گرفته

cricked ankle

مچ پا گرفته

cricked shoulder

شانه‌ی گرفته

cricked muscle

عضله‌ی گرفته

cricked joint

مفصل گرفته

cricked toe

انگشت پا گرفته

cricked spine

ستون فقرات گرفته

جملات نمونه

after sitting for too long, i cricked my neck.

بعد از نشستن طولانی مدت، من گردن خود را پیچ خوردم.

he cricked his back while lifting the heavy box.

او در حین بلند کردن جعبه سنگین، کمر خود را پیچاند.

she cricked her wrist during the tennis match.

او در طول مسابقه تنیس، مچ دست خود را پیچاند.

be careful not to crick your ankle while running.

هنگام دویدن مراقب باشید مچ پا خود را پیچ نکنید.

he often complains about cricked joints after exercising.

او اغلب در مورد مفاصل پیچ خورده پس از ورزش کردن شکایت می کند.

she cricked her shoulder when she reached for something high.

وقتی برای گرفتن چیزی بلند دست تکاند، او شانه خود را پیچاند.

after a long flight, i cricked my back getting off the plane.

بعد از یک پرواز طولانی، من در حین پیاده شدن از هواپیما کمرم را پیچ خوردم.

he cricked his finger while trying to fix the door.

وقتی سعی کرد در را تعمیر کند، او انگشت خود را پیچاند.

she often cricks her neck when she sleeps awkwardly.

او اغلب اوقات گردنش را پیچ می کند وقتی به طور نامناسب می خوابد.

don't crick your back by lifting that incorrectly.

با بلند کردن آن به طور نادرست کمر خود را پیچ نکنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید