criss-cross pattern
الگوی متقاطع
criss-cross roads
جادههای متقاطع
criss-crossed lines
خطوط متقاطع
criss-cross cables
کابلهای متقاطع
criss-cross stitch
دوخت متقاطع
criss-crossing streets
جادههای متقاطع
criss-cross design
طرح متقاطع
criss-cross fate
سرنوشت متقاطع
criss-cross paths
مسیرهای متقاطع
criss-cross weave
بافت متقاطع
the power lines criss-cross the valley, creating a complex web.
خطوط برق دره را به هم متصل میکنند و یک شبکه پیچیده ایجاد میکنند.
the hiking trail criss-crosses the forest, offering varied views.
مسیر پیادهروی جنگل را به هم متصل میکند و مناظر متنوعی را ارائه میدهد.
the river's path criss-crosses the farmland before reaching the sea.
مسیر رودخانه قبل از رسیدن به دریا، زمینهای کشاورزی را به هم متصل میکند.
the city streets criss-cross, making navigation challenging.
خیابانهای شهر به هم متصل میشوند و ناوبری را دشوار میکنند.
the roots of the tree criss-cross beneath the surface of the ground.
ریشههای درخت زیر سطح زمین به هم متصل میشوند.
the fabric was woven with a criss-cross pattern for added strength.
پارچه با یک الگوی ضربدری بافته شده بود تا استحکام آن افزایش یابد.
the children drew criss-cross lines on the pavement with chalk.
کودکان با گچ خطوط ضربدری روی پیادهرو کشیدند.
the railway lines criss-cross the country, connecting major cities.
راهآهنها کشور را به هم متصل میکنند و شهرهای بزرگ را به هم وصل میکنند.
the data cables criss-cross beneath the floor of the office.
کابلهای داده زیر کف ساختمان دفتر به هم متصل میشوند.
the design featured a criss-cross arrangement of metal supports.
طرح شامل یک آرایش ضربدری از تکیههای فلزی بود.
the athlete's movements were quick and criss-cross, avoiding the opponent.
حرکات ورزشکار سریع و ضربدری بودند و از حریف اجتناب میکردند.
criss-cross pattern
الگوی متقاطع
criss-cross roads
جادههای متقاطع
criss-crossed lines
خطوط متقاطع
criss-cross cables
کابلهای متقاطع
criss-cross stitch
دوخت متقاطع
criss-crossing streets
جادههای متقاطع
criss-cross design
طرح متقاطع
criss-cross fate
سرنوشت متقاطع
criss-cross paths
مسیرهای متقاطع
criss-cross weave
بافت متقاطع
the power lines criss-cross the valley, creating a complex web.
خطوط برق دره را به هم متصل میکنند و یک شبکه پیچیده ایجاد میکنند.
the hiking trail criss-crosses the forest, offering varied views.
مسیر پیادهروی جنگل را به هم متصل میکند و مناظر متنوعی را ارائه میدهد.
the river's path criss-crosses the farmland before reaching the sea.
مسیر رودخانه قبل از رسیدن به دریا، زمینهای کشاورزی را به هم متصل میکند.
the city streets criss-cross, making navigation challenging.
خیابانهای شهر به هم متصل میشوند و ناوبری را دشوار میکنند.
the roots of the tree criss-cross beneath the surface of the ground.
ریشههای درخت زیر سطح زمین به هم متصل میشوند.
the fabric was woven with a criss-cross pattern for added strength.
پارچه با یک الگوی ضربدری بافته شده بود تا استحکام آن افزایش یابد.
the children drew criss-cross lines on the pavement with chalk.
کودکان با گچ خطوط ضربدری روی پیادهرو کشیدند.
the railway lines criss-cross the country, connecting major cities.
راهآهنها کشور را به هم متصل میکنند و شهرهای بزرگ را به هم وصل میکنند.
the data cables criss-cross beneath the floor of the office.
کابلهای داده زیر کف ساختمان دفتر به هم متصل میشوند.
the design featured a criss-cross arrangement of metal supports.
طرح شامل یک آرایش ضربدری از تکیههای فلزی بود.
the athlete's movements were quick and criss-cross, avoiding the opponent.
حرکات ورزشکار سریع و ضربدری بودند و از حریف اجتناب میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید