crock of nonsense
حرفهای بیمعنی
crockpot cooking
پخت و پز در دیگ خزنده
crockery and cutlery
ظروف و ادوات آشپزخانه
he crocked a shoulder in the test against South Africa.
او در مسابقه با آفریقای جنوبی، شانه خود را پیچاند.
Extruded feed for marine fish: Turbot, flounder, salmon, tuna, sea-bream, swellfish, yellow crock, sea bass, rockfish, red drum, etc.
خوراک اکسترود شده برای ماهیهای دریایی: توربوت، سولندر، سالمون، تن، ماهی بريم، سوئلفیش، زرد کرو، سِرباس، راکفیش، رد درام و غیره.
That story is a crock of lies.
آن داستان مجموعهای از دروغهاست.
She called the politician's speech a crock of nonsense.
او سخنرانی سیاستمدار را مجموعهای از حماقتها خواند.
I can't believe he fell for such a crock.
نمیتوانم باور کنم که او به چنین فریبکاری فریب خورد.
The company's excuse was a crock.
بهانهی شرکت یک فریبکاری بود.
Don't listen to that crock of advice.
به آن نصیحتهای فریبکارانه گوش نده.
The so-called miracle cure turned out to be a crock.
آن درمان معجزه آسایی که به آن مشهور بود، در نهایت یک فریبکاری بود.
His explanation was a crock of excuses.
توضیحات او مجموعهای از بهانهها بود.
The article was a crock of misinformation.
مقاله مجموعهای از اطلاعات نادرست بود.
She dismissed his theory as a crock of nonsense.
او نظریه او را مجموعهای از حماقتها رد کرد.
The book turned out to be a crock of clichés.
کتاب در نهایت مجموعهای از کلیشهها بود.
crock of nonsense
حرفهای بیمعنی
crockpot cooking
پخت و پز در دیگ خزنده
crockery and cutlery
ظروف و ادوات آشپزخانه
he crocked a shoulder in the test against South Africa.
او در مسابقه با آفریقای جنوبی، شانه خود را پیچاند.
Extruded feed for marine fish: Turbot, flounder, salmon, tuna, sea-bream, swellfish, yellow crock, sea bass, rockfish, red drum, etc.
خوراک اکسترود شده برای ماهیهای دریایی: توربوت، سولندر، سالمون، تن، ماهی بريم، سوئلفیش، زرد کرو، سِرباس، راکفیش، رد درام و غیره.
That story is a crock of lies.
آن داستان مجموعهای از دروغهاست.
She called the politician's speech a crock of nonsense.
او سخنرانی سیاستمدار را مجموعهای از حماقتها خواند.
I can't believe he fell for such a crock.
نمیتوانم باور کنم که او به چنین فریبکاری فریب خورد.
The company's excuse was a crock.
بهانهی شرکت یک فریبکاری بود.
Don't listen to that crock of advice.
به آن نصیحتهای فریبکارانه گوش نده.
The so-called miracle cure turned out to be a crock.
آن درمان معجزه آسایی که به آن مشهور بود، در نهایت یک فریبکاری بود.
His explanation was a crock of excuses.
توضیحات او مجموعهای از بهانهها بود.
The article was a crock of misinformation.
مقاله مجموعهای از اطلاعات نادرست بود.
She dismissed his theory as a crock of nonsense.
او نظریه او را مجموعهای از حماقتها رد کرد.
The book turned out to be a crock of clichés.
کتاب در نهایت مجموعهای از کلیشهها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید