crocked out
خارج از کنترل
crocked up
خارج از کنترل
crocked drink
نوشیدنی تقلبی
crocked friend
دوست نامناسب
crocked state
وضعیت نامناسب
crocked night
شب نامناسب
crocked party
مهمانی نامناسب
crocked laughter
خنده نامناسب
crocked mood
حالت نامناسب
crocked behavior
رفتار نامناسب
after a long night of partying, i felt completely crocked the next morning.
بعد از یک شب طولانی جشن و خوشگویی، صبح بعد به طور کامل مست بودم.
he was so crocked that he couldn't even find his way home.
او آنقدر مست بود که حتی نمیتوانست راه خانه را پیدا کند.
don't drink too much; you'll end up crocked and regretting it.
زیاد ننوشید؛ آخرش مست می شوید و پشیمان.
she was crocked at the bar and needed someone to help her.
او در بار مست شده بود و به کسی برای کمک نیاز داشت.
his friends laughed when they saw him all crocked on the floor.
دوستانش خندیدند وقتی او را روی زمین به این حال و هوای افتاده دیدند.
being crocked at work is never a good idea.
مست بودن در محل کار هرگز ایده خوبی نیست.
she tried to act normal, but she was clearly crocked.
او سعی کرد عادی به نظر برسد، اما کاملاً مست بود.
he woke up feeling crocked, with a terrible headache.
او با سردرد وحشتناکی از خواب بیدار شد و احساس مستی میکرد.
they had a few drinks and got completely crocked.
چند تا نوشیدنی خوردند و کاملاً مست شدند.
it's hard to have a serious conversation when you're both crocked.
وقتی هر دو مست هستید، داشتن یک مکالمه جدی سخت است.
crocked out
خارج از کنترل
crocked up
خارج از کنترل
crocked drink
نوشیدنی تقلبی
crocked friend
دوست نامناسب
crocked state
وضعیت نامناسب
crocked night
شب نامناسب
crocked party
مهمانی نامناسب
crocked laughter
خنده نامناسب
crocked mood
حالت نامناسب
crocked behavior
رفتار نامناسب
after a long night of partying, i felt completely crocked the next morning.
بعد از یک شب طولانی جشن و خوشگویی، صبح بعد به طور کامل مست بودم.
he was so crocked that he couldn't even find his way home.
او آنقدر مست بود که حتی نمیتوانست راه خانه را پیدا کند.
don't drink too much; you'll end up crocked and regretting it.
زیاد ننوشید؛ آخرش مست می شوید و پشیمان.
she was crocked at the bar and needed someone to help her.
او در بار مست شده بود و به کسی برای کمک نیاز داشت.
his friends laughed when they saw him all crocked on the floor.
دوستانش خندیدند وقتی او را روی زمین به این حال و هوای افتاده دیدند.
being crocked at work is never a good idea.
مست بودن در محل کار هرگز ایده خوبی نیست.
she tried to act normal, but she was clearly crocked.
او سعی کرد عادی به نظر برسد، اما کاملاً مست بود.
he woke up feeling crocked, with a terrible headache.
او با سردرد وحشتناکی از خواب بیدار شد و احساس مستی میکرد.
they had a few drinks and got completely crocked.
چند تا نوشیدنی خوردند و کاملاً مست شدند.
it's hard to have a serious conversation when you're both crocked.
وقتی هر دو مست هستید، داشتن یک مکالمه جدی سخت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید