crocked

[ایالات متحده]/krɒkt/
[بریتانیا]/krɑːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مست; لنگ; آسیب‌دیده
v. ضعیف شده; محو شده

عبارات و ترکیب‌ها

crocked out

خارج از کنترل

crocked up

خارج از کنترل

crocked drink

نوشیدنی تقلبی

crocked friend

دوست نامناسب

crocked state

وضعیت نامناسب

crocked night

شب نامناسب

crocked party

مهمانی نامناسب

crocked laughter

خنده نامناسب

crocked mood

حالت نامناسب

crocked behavior

رفتار نامناسب

جملات نمونه

after a long night of partying, i felt completely crocked the next morning.

بعد از یک شب طولانی جشن و خوشگویی، صبح بعد به طور کامل مست بودم.

he was so crocked that he couldn't even find his way home.

او آنقدر مست بود که حتی نمی‌توانست راه خانه را پیدا کند.

don't drink too much; you'll end up crocked and regretting it.

زیاد ننوشید؛ آخرش مست می شوید و پشیمان.

she was crocked at the bar and needed someone to help her.

او در بار مست شده بود و به کسی برای کمک نیاز داشت.

his friends laughed when they saw him all crocked on the floor.

دوستانش خندیدند وقتی او را روی زمین به این حال و هوای افتاده دیدند.

being crocked at work is never a good idea.

مست بودن در محل کار هرگز ایده خوبی نیست.

she tried to act normal, but she was clearly crocked.

او سعی کرد عادی به نظر برسد، اما کاملاً مست بود.

he woke up feeling crocked, with a terrible headache.

او با سردرد وحشتناکی از خواب بیدار شد و احساس مستی می‌کرد.

they had a few drinks and got completely crocked.

چند تا نوشیدنی خوردند و کاملاً مست شدند.

it's hard to have a serious conversation when you're both crocked.

وقتی هر دو مست هستید، داشتن یک مکالمه جدی سخت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید