crosscuts

[ایالات متحده]/ˈkrɒskʌts/
[بریتانیا]/ˈkrɔːsˌkʌts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل برشیدن چیزی
adj. مربوط به چیزی که برشیده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

crosscuts analysis

تجزیه و تحلیل تقاطع

crosscuts method

روش تقاطع

crosscuts study

مطالعه تقاطع

crosscuts data

اطلاعات تقاطع

crosscuts impact

تاثیر تقاطع

crosscuts findings

یافته‌های تقاطع

crosscuts perspective

دیدگاه تقاطع

crosscuts technique

تکنیک تقاطع

crosscuts approach

رویکرد تقاطع

crosscuts framework

چارچوب تقاطع

جملات نمونه

the film crosscuts between different timelines to build suspense.

فیلم بین خطوط زمانی مختلف پرش می‌کند تا تعلیق ایجاد کند.

the editor crosscuts scenes to enhance the narrative flow.

محرر صحنه‌ها را برای افزایش جریان روایی برش می‌دهد.

the documentary crosscuts interviews with powerful imagery.

مستند بین مصاحبه‌ها و تصاویر قدرتمند پرش می‌کند.

the director often crosscuts to create emotional depth.

کارگردان اغلب برای ایجاد عمق احساسی برش می‌دهد.

the movie crosscuts between the protagonist and the antagonist.

فیلم بین شخصیت اصلی و شخصیت منفی پرش می‌کند.

the narrative crosscuts various perspectives on the same event.

داستان دیدگاه‌های مختلف در مورد یک رویداد را نشان می‌دهد.

in the climax, the film crosscuts to heighten tension.

در اوج داستان، فیلم برای افزایش تنش پرش می‌کند.

the scene crosscuts to show the chaos unfolding in real time.

صحنه برای نشان دادن هرج و مرج در حال وقوع در زمان واقعی پرش می‌کند.

he crosscuts between interviews and archival footage.

او بین مصاحبه‌ها و فیلم‌های آرشیوی پرش می‌کند.

the story effectively crosscuts to maintain viewer interest.

داستان به طور موثر برای حفظ علاقه بیننده پرش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید