crossjack

[ایالات متحده]/ˈkrɒs.dʒæk/
[بریتانیا]/ˈkrɔsˌdʒæk/

ترجمه

n. بادبانی که در قسمت پایین یک دکل قرار دارد

عبارات و ترکیب‌ها

crossjack line

طناب دکل عرضی

crossjack sail

بادبان دکل عرضی

crossjack rigging

سلسله دکل عرضی

crossjack position

موقعیت دکل عرضی

crossjack sheet

ورق دکل عرضی

crossjack boom

مانجار دکل عرضی

crossjack set

برپایی دکل عرضی

crossjack trim

تنظیم دکل عرضی

crossjack adjustment

تنظیمات دکل عرضی

crossjack control

کنترل دکل عرضی

جملات نمونه

the sailor adjusted the crossjack to catch the wind.

ملوان برای گرفتن باد، کراسجک را تنظیم کرد.

he learned to tie a crossjack knot for his sailing trip.

او یاد گرفت که برای سفر قایقرانی خود، گره کراسجک را ببندد.

the crossjack was frayed and needed replacement.

کراسجک فرسوده بود و نیاز به تعویض داشت.

during the storm, the crew secured the crossjack tightly.

در طول طوفان، خدمه کراسجک را محکم بستند.

they hoisted the crossjack to increase speed.

آنها کراسجک را بالا بردند تا سرعت را افزایش دهند.

the captain instructed the team to trim the crossjack.

کاپیتان دستور داد که تیم کراسجک را تنظیم کند.

he admired the craftsmanship of the crossjack rigging.

او از مهارت ساختن کراسجک تحسین کرد.

the crossjack was crucial for stability in rough seas.

کراسجک برای حفظ ثبات در دریاهای خشن بسیار مهم بود.

they practiced raising the crossjack during their training.

آنها در طول آموزش خود، بالا بردن کراسجک را تمرین کردند.

the old ship still had its original crossjack intact.

کشتی قدیمی هنوز کراسجک اصلی خود را سالم داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید